تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
ساعتى ، از ارتش روسيه و ارتش انگلستان هجوم كردند به ايران . به مجرد اينكه در سرحد - سرحدهاى دور - اينها وارد شدند ، وضع ارتش ايران به هم خورد . در سرحدات ، ادعا اول شده بود كه سه ساعت مقاومت كردند و بعد كه رضا شاه پرسيده بود - از قرارى كه نقل كرده‌اند - چرا اين قدر كم مقاومت كرديد ؟ گفته بودند : اينكه گفتند سه ساعت ، يك دروغ بوده ، ما همچو كه آمدند فرار كرديم . و آن وقت معروف شد كه آن يكى كه دو نمىشود اعلاميهء ارتش ايران است در اين هجوم ، كه يك اعلاميه داد ، دوم نداشت . اين در سرحدات بود . در تهران ، من آن روز تهران بودم و در يك ميدانى كه نزديك به اين خط آهن ، ايستگاه خط آهن بود ، آنجا بودم و ديدم كه سربازها در تهران از سربازخانه‌ها بيرون آمده‌اند و دارند فرار مىكنند . هيچ در تهران خبرى نبود . فقط در سرحدات بود كه خبرش رسيده بوده كه بله ، اين طور شده است . سربازها از سربازخانه‌ها بيرون آمده بودند و يكيشان را ، يكى دو نفرشان را من ديدم كه دنبال يك شترى كه يك بارى به بارش بود ، مىگرديدند كه چيزى ازش بيفتد ، بخورند . تمام ، تقريباً تمام فرماندهان ارتش چمدانهاشان را بستند و فرار كردند ؛ از تهران فرار كردند ؛ فرار كردند كه بروند بيرون . شايد از ايران بروند بيرون . و ارتش ما كه آن قدر برايش صحبت مىكردند كه قدرتمند است ، فقط اين كار را مىكرده و همين طور قواى نظامى و انتظامى ديگرش كه مردم را سركوب مىكرد . مازندران را تمامش را ، املاكش را گرفت رضا شاه . تمام قدرتش اين بود كه به ما و به مردم و به ملت و بخصوص روحانيت ، فشار مىآورد و زورگويى مىكرد و در مقابل آنها - در صورتى كه آنها با ما جنگ نداشتند ، مىخواستند بيايند و عبور كنند از اينجا و اينجا را بگيرند - اين قدر مقاومت كردند كه اصل به حسب حرف اول و دروغ اول ، سه ساعت و به حسب حرف دوم - كه شايد آن صادقانه بوده - اينكه اصلًا مقاومتى در كار نبوده ؛ آنها آمدند و ما هم رفتيم ؛ فرار كرديم ! اين وضع ارتش بود در آن وقت و وضع ژاندارمرى آن وقت . اين را كسانى كه حتى ژاندارمرى زمان محمد رضا را اطلاع دارند - گفتن ندارد - مىدانند چه خبر بود ! و وضع