مىكنيم ! اين بايد جلويش گرفته بشود . در دنيا بايد اين طور تعدياتى كه واقع مىشود جلويش گرفته بشود . يكى از مواردى كه بايد ، جهتى كه بايد به او جلوگيرى بشود اين است كه همهء خسارتهايى كه وارد شده بايد بدهيد . الآن مىگوييد كه ما - دروغى هم مىگويند البته - كه ما بيرون مىرويم و قبول مىكنيم فلان ، خوب ، بسيار خوب ، الآن بروند بيرون ، و همين حالا كارشناسها هم بيايند و جريمههاى اينها را ارزيابى كنند كه چقدر بوده . يك گروه ديگر هم بيايند و ارزيابى كنند كه كى مجرم است . ما اگر مجرم را امروز رهايش كنيم ؛ امروزى كه ما قدرت داريم ، [ جسور مىشود . ] ما آن روزى هم كه صدام آن كوس كذا را مىزد ، مسائلمان همين بود ، امروز هم كه قدرت دست ماست و صدامى تو كار نيست ، امروز هم همان حرفها را ما مىزنيم و آن حرف اين است كه مجرم بايد معلوم بشود كى است . اگر ما مجرم هستيم ، دنيا به ما هر چه مىخواهد ، بگويد و اگر آنها مجرم هستند ، بايد همانطور حكومت بشود ، بطور عدالت حكومت بشود . ما عدالت را مىخواهيم . ما هيچ وقت طالب جنگ از اول نبوديم . اگر چنانچه عراق به ما حمله نكرده بود ، ما دفاع نمىكرديم . اما دفاع ما كرديم ، ما جنگ نكرديم تا حالا . در عين حالى كه رزمندگان ما و فرماندهان ارتش و سپاه به ما گفتند اجازه بدهيد ما وارد بشويم در آنجا و با آنها چه بكنيم [ ما گفتيم : فقط دفاع كنيد ] خوب ، ما هم ، ما مىخواهيم دفاع بكنيم ؛ دفاع كه يك مسأله عقلى است . يك مسألهاى است كه حتى حيوانات هم اصلًا وقتى بخواهند حمله كنند ، دفاع مىكنند . دفاع يك مسأله طبيعى است . ما هميشه دفاع كردهايم تا حالا ، هيچ وقت جنگ نكردهايم .
صلح طلبى صدام نظير صلح طلبى اسرائيل
ما كه مىگوييم كه ما جنگجو نيستيم مثل شماها ؟ ! ما صحيح مىگوييم و شاهد داريم و آن است كه از ما دفاع است . شمايى كه مىگوييد ما صلح طلبيم ، صلح طلبى شما مثل صلح طلبى اسرائيل است تا حالا . اسرائيل هم حالا مىگويد : بياييد صلح كنيم . يعنى ، چه ؟
يعنى وارد شده است و شهرهاى لبنان را گرفته است و حالا مىگويد كه ما ، بياييد حالا ديگر آتش بس كنيم . آن روز آتش بس است كه با مشت بزنند اسرائيل را بيرونش كنند از