تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
سطح معنويت اينها نمىتوانند اصلًا تصور كنند كه يك كشور چهل ميليونى چطور متحول شده است به يك چيزى كه جوانهايشان را مىدهند و گريه مىكنند كه كاش يكى ديگر هم داشتند . دست و پايشان را از دست داده‌اند و تأثرشان به اين است كه من ندارم كه باز [ به جبهه ] بروم ! و اين صحنه‌هاى بسيار نورانى كه در جبهه‌ها [ است ] شما كه هستيد ، بهتر از ما مىدانيد كه چه صحنه‌هايى است . وقتى كه آقايان مىآيند اينجا با من صحبت مىكنند ، واقعاً انسان تعجب مىكند از اينكه اين چه شد ، چه قضيه‌اى واقع شده است كه اين طور تحول حاصل شد . البته چون قدرت خداست ، تعجبى ندارد ، با قدرت خدا واقع شده است و ما امروز و آخر ، اول همه جا نصر را بايد از خدا بدانيم . نصرت مال اوست . ما چيزى نيستيم . نصرت ، نصرتى است كه او به ما داده است .

حضور با شكوه روحانى و ارتشى و پاسدار در جبهه‌هاى جنگ

اين قدرتى كه الآن در ايران هست كه همه رويش حساب دارند مىكنند ، همهء كشورها رويش حساب مىكنند و بدون جهت ، بسيارى از كشورها هم ترسيده‌اند ، اين يك قدرتى است كه خدا داده است اين يك چيزى نيست كه ما بتوانيم تحصيلش بكنيم ، اين چيزى است كه خدا به ما عنايت فرموده است . بنا بر اين ، ما بايد روى همين مسأله هميشه تكيه بكنيم ، روى اين مسأله كه ما خودمان چيزى نيستيم و هر چه هست مبدأ غيبى دارد و آن مبدأ غيبى است كه ما را كمك مىكند . آقا ، شوخى نيست كه يك جمعيت كثيرى با زحمتهايى يك دژى براى خودشان - به آن دژهاى محكم - درست بكنند و در پناه آن دژ باشند و يك جمعيت كمى از بيابان به آنها حمله بكنند و تسليم بشوند آنها . تسليم براى اين است كه مىترسند . ترس را كه در آنها ايجاد كرده است ؟ ما كه جمعيتمان به اندازهء آنها نبود . ما كه در بيابان بوديم و در معرض اينكه آسيب ببينيم ، و آنها در پناهگاهها بودند و در دژهايى كه درست كرده بودند و اين خوف را هم نداشتند . اين يك خوفى بود كه خداى تبارك و تعالى در قرآن هم از آن اطلاع داده است « 1 » كه در صدر اسلام
هامش
( 1 ) - اشاره است به آيهء 26 ، سورهء احزاب .