محلشان ، كردهاند ، اگر نه ، آنها بردهاند و از بين بردهاند و آن همه خرابى كردهاند و خرابيهايى كه در هيچ جا متعارف نيست . مغول هم كه به ايران حمله كرده ، اين طور نبوده است كه وقتى يك شهرى را مىگيرد تا آخر خرابش كند . شهرهاى ما را اين طور كردهاند اينها . خوب ما مىگوييم كه شما وارد شديد به [ كشور ] ما و اين همه جرم كرديد ، حالا مىگوييد كه بياييد با هم صلح كنيم . صلح كنيم ؛ يعنى ، خوزستان مال شما ؛ يعنى ، آن قدرى كه شما گرفتيد مال شما . نه ، هيچ وقت ، هيچ كس نمىپذيرد . ما مىگوييم شما بدون قيد و شرط ، بايد بيرون برويد . اگر هم بيرون نرويد ، بيرونتان مىكنيم . بهتر هم براى خودتان همين است كه بىخود اين جوانهاى بيچاره را به زور نياوريد و به كشتن بدهيد . خودتان برويد بيرون . اين يك مسألهاى است كه همهء عقلاى دنيا مىپسندند از ما كه كسى آمده است منزل شما و خرابكارى كرده ، حالا به او مىگوييد : برويد بيرون ، اگر مىخواهيد يك تفاهمى بشود ، بايد برويد بيرون .
تشويق جانى در صلح با متجاوز
مسئلهء دوم ، مسأله خسارتهايى است كه وارد كردند . قضيهء جبران خسارت يك جهت مادى دارد ، يك جهت سياسى و معنوى . جهت مادىاش گرچه زياد است براى ما ، اين طورى كه همهء شهرها را خراب كردهاند و هر چه ما داشتيم به هم زدهاند و البته جوانهاى ما هر دانهايش ارزش همهء لشكر آنها را داشت و از دست ما گرفته شدند اينها ؛ ارزش مادى قضيه خيلى زياد نيست ، عمده ارزش معنوى است و ارزش سياسى مسأله . اگر بنا باشد كه يك كسى بيايد ، هر چه جرم دارد بكند و هر چه دستش مىرسد جنايت وارد كند و بعد بگويد كه خوب ، حالا ديگر صلح مىكنيم ، من مىروم بيرون ؛ بسيار خوب ، صلح مىكنيم ! خوب ، اين جنايتى كه كردى چرا ؟ اگر ما اين مطلب را اغماض كنيم ، نه از باب اين است كه يك مسأله - مثلًا - مادى را اغماض كردهايم ، يك مسأله معنوى را ما اغماض كردهايم ؛ يعنى ، يك ستمگر و يك گروه ظالم را ما تشويق كردهايم به اينكه باز [ ظلم ] بكنيد . فردا هم باز دوباره برگردند و همين بساط را در آورند ، بعد هم بگويند كه آقا ، بسيار خوب ، باز صلح مىكنيم ! هى خلاف كنند و هى بگويند صلح