قاضى تحويل جامعه بدهند ، از آنها پذيرفته نبود ، نمىتوانستند يك مبلغى كه بتواند مسائل جامعه و مشكلات جامعه را به گوش مردم برساند تحويل جامعه بدهند . امروز را حوزههاى علميه نبايد مقايسه كنند با ديروزها . امروز بايد همهء علماى بلاد و همهء مراجع و همهء مدرسين و دانشمندان حوزههاى علميه كوشش كنند كه اين تكليفى كه به عهدهء همه آمده است بطور شايسته انجام بدهند . شايد سرتاسر كشور ، حدود - مثلًا - سه - چهار هزار نفر ما قاضى لازم داريم و چندين هزار نفر مبلغ لازم داريم . بلادى هست كه يك نفر مبلغ ، يك نفر روحانى آنجا نيست . اين حوزههايى كه افراد زياد درشان هست ، اجتماع زياد هست ، بايد توجه به اين مسأله داشته باشند كه آمدن و درس خواندن به حسب امر خداى تبارك و تعالى مقدمهء انذار است ، مقدمهء اين است كه بروند در بلاد خودشان يا بلاد ديگر مردم را تربيت كنند ، مشكلات كشور را گوشزد كنند . امروز ديگر ما عذرى نداريم كه بگوييم نمىتوانستيم . امروز مىتوانيم همهء كارها را بكنيم و البته محتاج به صرف وقت است ، صرف طولانى وقت است و چون تكليف است بايد بكنيم .
مدرسين حوزهها ، خصوصاً ، حوزه علميهء قم ، فضلاى حوزههاى قم و مشهد و ساير حوزهها بايد ترتيبى بدهند كه اين احتياجى كه در سرتاسر كشور به ملا هست ، به مبلغ هست ، به قاضى هست ، اين را رفع كنند . اگر الآن وضع قضا بر خلاف يك موازينى كه بايد بشود - خداى نخواسته - انجام بگيرد ، اين عهدهء ماست كه نگذاريم انجام بگيرد ، به عهدهء علماى بلاد و علماى حوزههاى علميه است كه نگذارند اين طور بشود .
مقدمه بودن تحصيل براى تبليغ و انذار مردم
افراد بيايند در حوزهها و بروند ، بايد رفت و آمد باشد . يك دسته معلم و مدرس ثابت و يك دستههاى اكثريتى كه وقتى كه آمدند و كار خودشان را انجام دادند ، خودشان را موظف بدانند كه بروند در بين مردم ، در يك جا متورم نشود و در يك جا هيچ . اين طور نباشد كه يك شخصى در حوزه هيچ نحو فعاليت نداشته باشد و مع ذلك ، بماند . اين به حسب وضع كشور ما مشروع نيست . امروز كسانى كه كار خودشان را تمام كردند ،