عدم صلاحيت اكثر قضات در رژيم سابق
مسئلهء قضاوت كه يك مسئلهء مهم اسلامى است ، حوزههاى علميه چون از اين مسأله منزوى شده بودند و آنها را منزوى كرده بودند ، مهيا نبودند كه يك همچو بار سنگينى را به زودى از دوش خودشان بردارند . و چون حدود و تعزيرات و قضا و امثال اينها در آن رژيمها اصلًا مطرح نبود ، رجالى كه بايد اينها را تكفل كنند و عمل كنند بسيار ناقص بودند حوزهها از اين جهات ، نه از باب اينكه تقصيرى كرده باشند ، از باب اينكه مجالى براى آنها نبود . خطباى ما در سرتاسر كشور خطابهها و صحبتهايشان محدود به يك مسائل كوچك بود و راجع به مشكلات كشور حق اينكه اظهار نظرى بكنند نداشتند و لهذا ، در اين امر آنها هم مهيا نبودند . نماز جمعه آن طورى كه آقاى رئيس جمهور - سلمه اللَّه - فرمودند ، از باب اينكه به حسب فتواى فقهى واجب تخييرى بود ، توجه به اينكه اين قسم از لنگه تخيير چه اهميتى دارد نداشتند و اگر نماز جمعهاى هم در بعضى از بلاد انجام مىگرفت ، آن چيزى كه بايد ائمهء جمعه به مردم القا كنند ، قدرت نداشتند .
نمىتوانستند راجع به فساد حكومت يك كلمه بگويند . نمىتوانستند راجع به گرفتاريهاى عمومى ملت ، اجتماعى ملت يك كلمه صحبت كنند . خطباى ما و ائمهء جماعت و جمعه ما تماسى كه با مردم داشتند ، يك تماس بسيار محدود و در يك مسائل محدود . و مهمات مسائل اسلام در طاق نسيان گذاشته شده بود از باب اينكه امكان نداشت براى اين طوايف نظرهايى كه دارند ابراز كنند . دادگاههاى ايران ، سرتاسر ايران به دست اشخاصى [ بود ] كه صلاحيت براى قضاوت نداشتند ، الّا شايد بسيار كم ؛ از اين جهت دادگاههاى ما هم يك نحو آشفتگى داشت كه بايد متحول بشود به يك دادگاههاى اسلامى . با نبودن افراد از باب اينكه مهيا نبودند حوزهها براى تسليم افراد ، آن هم الآن باز گرفتارى و كمبودى دارد .
تلاش رژيم سابق در ايجاد اختلاف بين مردم
مردم عادى هم سرتاسر مملكت ، چه بازاريها و چه كشاورزها و چه آنهايى كه كارمند