براى سردمداران بيشتر لازم است تا براى مردم عادى . اگر افراد عادى تزكيه نشوند و طغيان پيدا كنند ، يك طغيان بسيار محدود است . يك نفر در بازار يا يك نفر در روستا اگر طغيان بكند ، يك نقطهء محدودى را به فساد ممكن است بكشد ، لكن اگر طغيان در كسى شد كه مردم او را پذيرفتهاند ، در عالمى شد كه مردم آن عالم را پذيرفتهاند ، در سلطانى شد كه مردم آن سلطان را پذيرفتهاند ، در رؤسايى شد كه مردم آنها را پذيرفتهاند ، اين گاهى يك كشور را به فساد مىكشد و گاهى كشورها را به فساد مىكشد .
اين طغيانها كه موجب اين است كه كشورهايى به تباهى كشيده بشود براى اين است كه تزكيه نشده است كسى كه زمام امور به دستش است . شما مقايسه كنيد صدام را با يك نفر آدم عادى ؛ يك نفر آدم عادى هر چه طغيان بكند و هر چه فرعونيت داشته باشد جز اينكه يك افراد معدودى را به تباهى بكشد يا خانواده خودش را به تباهى بكشد كار ديگرى از او نمىآيد ، اما صدام را ببينيد كه طغيان كرده است و طاغى است و اين طغيان موجب به فساد كشيدن يك مملكت ، دو مملكت ، بلكه منطقه ممكن است بشود و اگر اين طغيان در رئيسهاى جمهور بزرگ دنيا باشد ، اگر رئيس جمهور امريكا طغيان بكند طغيان او يك كشورهاى بسيار را به فساد مىكشد . جنگهاى بزرگى كه در دنيا واقع شد ، مثل جنگ اول و جنگ دوم ، براى همين بود كه طغيان در آن طبقهء بالا بود . آن طبقهء بالا كه مهذب نبودند طغيان كردند و كشورهاى بزرگ را به فساد كشاندند . اگر رئيس حزب جمهورى سوسياليستى شوروى طغيان كند ، طغيان او محدود نيست به اين حدود معين ، طغيان او كشورهايى را به فساد مىكشد .
كسانى كه در يك مقامى هستند ، چه مقامهاى پايين و چه مقامهاى بالا ، اگر بخواهند مملكت اصلاح بشود ، اگر بخواهند اين كشور آرامش پيدا بكند ، آنها بايد آرامش را از بالا شروع كنند ؛ از پايين آرامش نمىشود حاصل بشود . بايد اشخاصى كه زمامدار امور هستند ، هر نحو زمامدارى ، بايد از آنجا آرامش را شروع كنند . آرامش آنها كشور را به آرامش مىكشد و اگر خداى نخواسته طغيان كنند ، طغيان آنها كشور را به هلاكت مىكشاند . آنهايى كه براى اين كشور دلسوزند ، آنهايى كه براى اسلام دلسوزند ، آنهايى
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 392
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٩٢