كه نور است و به حسب فرمايش خود قرآن نور است ، نور را كسانى كه در حجاب هستند و پشت حجابهاى زياد هستند ، نمىتوانند ادراك كنند ، گمان مىكنند كه مىتوانند ؛ لكن نمىتوانند . تا انسان از حجاب بسيار ظلمانى خود خارج نشود ، تا گرفتار هواهاى نفسانى است ، تا گرفتار خودبينيهاست ، تا گرفتار چيزهايى است كه در باطن نفس خود ايجاد كرده است از ظلماتى كه
بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ
است ، لياقت پيدا نمىكند كه اين نور الهى در قلب او منعكس بشود . كسانى كه بخواهند قرآن را بفهمند و محتواى قرآن را ، نه صورت نازل كوچكش را ، محتواى قرآن را بفهمند و طورى باشد كه هر چه قرائت كنند بالا بروند و هر چه قرائت كنند به مبدأ نور و مبدأ اعلى نزديك شوند ، اين نمىشود الّا اينكه حجابها برداشته بشود و « تو خود « 1 » حجاب خودى » بايد از ميان بردارى اين حجاب را ، تا بتوانى اين نور را به آن طور كه هست و انسان لايق است براى ادراك او ، ادراك كنى . پس ، يكى از انگيزهها اين است كه تعليم بشود كتاب بعد از تزكيه و تعليم بشود حكمت بعد از تزكيه .
نجات از طغيانگرى در تزكيه نفوس
اول آيهاى كه به رسول اكرم ، به حسب روايات و تواريخ ، وارد شده است ، آيهء
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ
« 2 » است . اين آيه اولين آيهاى است كه ، به حسب نقل جبرئيل بر رسول اكرم خوانده است و از اول به « قرائت » و به تعلم دعوت شده است .
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ
و در همين سوره است كه
كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى ، أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى .
« 3 » اين سوره اولين مورد وحى [ است ] و در اولين نزول وحى اين آيه در اين سوره وارد شده است كه
كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى ، أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى
. معلوم مىشود كه طغيان و طاغوت بودن از امورى است كه در رأس امور است و براى طاغوتزدايى بايد تعليم « كتاب » و « حكمت » و تَعلّم « كتاب » و « حكمت » كرد و « تزكيه » كرد . انسان اين طورى است ، وضع روحى همهء انسانها اين طور است كه تا يك استغنايى پيدا مىكند طغيان مىكند ؛ استغناى مالى پيدا مىكند ، به حسب همان مقدار
هامش
( 1 ) - بخشى از مصرع معروف حافظ شيرازى : « تو خود حجاب خودى حافظ از ميان برخيز »
( 2 ) - سورهء عَلَق ، آيهء 1 : « بخوان به نام پروردگارت »
( 3 ) - سورهء علق ، آيهء 6 - 7 : « حقّاً كه آدمى نافرمانى مىكند ، هرگاه كه خويشتن را بىنياز بيند » .