است كه تزكيه كند مردم را تا به واسطهء تزكيه ، هم تعلم حكمت كند و هم تعلم قرآن و كتاب و اگر تزكيه بشوند ، طغيان پيش نمىآيد . كسى كه تزكيه كرد خود را ، هيچگاه خودش را مستغنى نمىداند و
إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى ، أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى
؛ وقتى كه خودش را مىبيند و براى خودش مقام قائل است و براى خودش عظمت قائل است ، اين خودبينى اسباب طغيان است . اختلافاتى كه بين همهء بشر هست ، اختلافاتى كه سر دنيا بين همهء بشر هست ، اين اختلافات ريشهاش اين طغيانى است كه در نفس هست و اين گرفتاريى است كه انسان دارد ؛ گرفتارى به خود دارد و به هواهاى نفسانيه . اگر انسان تزكيه بشود و نفس انسان تربيت بشود ، اين اختلافات برداشته مىشود . اگر تمام انبياى عظام جمع بشوند در يك شهرى و در يك كشورى ، هيچگاه با هم اختلاف نمىكنند ؛ براى اينكه تزكيه شدهاند ، علم و حكمت را بعد از تزكيه در نفس دارند . گرفتارى همهء ما براى اين است كه ما تزكيه نشدهايم ، تربيت نشديم . عالِم شدند ، تربيت نشدند ، دانشمند شدهاند ، تربيت نشدهاند ، تفكراتشان عميق است ، لكن تربيت نشدهاند . و آن خطرى كه از عالمى كه تربيت نشده است و تزكيه نشده است بر بشر وارد مىشود آن خطر از خطر مغول بالاتر است . غايت بعثت اين تزكيه است ، غايت آمدن انبيا اين تزكيه است و دنبالش آن تعليم . اگر نفوسى تزكيه نشده و تربيت نشده وارد بشوند در هر صحنه ، در صحنهء توحيد ، در صحنهء معارف الهى ، در صحنهء فلسفه ، در صحنهء فقه و فقاهت ، در صحنهء سياست ، در هر صحنهاى كه وارد بشوند ، اشخاصى كه تزكيه نشدند و تصفيه نشدند و از اين شيطان باطن رها نشدند ، خطر اينها بر بشر خطرهاى بزرگ است . و بايد كسانى كه مىخواهند در اين عالم تربيت كنند ديگران را ، قبلًا خودشان تزكيه شده باشند ، تربيت شده باشند و كسانى كه در بشر مىخواهند زمامدارى كنند اگر بخواهند كه طغيان نكنند و كارهاى شيطانى نكنند ، بايد تزكيه كنند خودشان را و بعثت براى همين است كه همگان را تزكيه كند .
ضرورت و اهميت تزكيه براى دولتمردان
و اين تزكيه براى دولتمردان ، براى سلاطين ، براى رؤساى جمهور ، براى دولتها و