قضيهء مجلس روضه بود يا از مجلس روضه آنها يك چيز ديگر مىفهميدند و آن را مىخواستند از بين ببرند ؟ قضيهء عمامه و كلاه بود يا از عمامه يك چيز ديگرى آنها مىفهميدند و روى آن ميزان عمامه را با آن مخالفت مىكردند ؟ آنها فهميده بودند كه از اين عمامه يك كارى مىآيد كه نمىگذارد اينها اين را كه مىخواهند ، عمل كنند و از اين مجالس عزادارى يك كارى مىآيد كه نمىگذارد اينها كارشان را انجام بدهند .
وقتى يك ملت در ماه محرم ، سرتاسر يك مملكت ، يك مطلب را مىگويند ، شما انگيزه اين گريه و اين اجتماع در مجالس روضه را خيال نكنيد كه فقط اين است كه ما گريه كنيم براى سيد الشهدا . نه سيد الشهدا احتياج به اين گريهها دارد و نه اين گريهها خودش - فى نفسه - كارى از آن مىآيد ، لكن اين مجلسها مردم را همچو مجتمع مىكنند و يك وجهه مىدهند ، سى ميليون ، سى و پنج ميليون جمعيت در دو ماه محرّم و خصوصاً دههء عاشورا ، يك وجهه ، طرف يك راه مىروند . اينها را در اين ماه محرّم ، خطبا و علما در سرتاسر كشور مىتوانند بسيج كنند براى يك مسأله . اين جنبهء سياسى اين مجالس بالاتر از همهء جنبههاى ديگرى كه هست . بى خود بعضى از ائمهء ما نمىفرمايند كه براى من در منابر روضه بخوانند . بى خود نمىگويند ائمهء ما به اينكه هر كس كه بگريد ، بگرياند يا صورت گريه ، گريه كردن به خودش [ بگيرد ] اجرش فلان فلان است . مسأله ، مسئلهء گريه نيست . مسأله ، مسئلهء تباكى نيست . مسأله ، مسئلهء سياسى است كه ائمهء ما با همان ديد الهى كه داشتند ، مىخواستند كه اين ملتها را با هم بسيج كنند و يكپارچه كنند از راههاى مختلف . اينها را يكپارچه كنند تا آسيبپذير نباشند .
سياسى بودن غالب مسائل اسلام
مسائل اسلام ، مسائل سياسى است و سياستش غلبه دارد بر چيزهاى ديگرش . اجتماعاتى كه اسلام بعضىاش را فرض كرده است ، واجب كرده است و بعضىاش را به طور استحباب و مبالغه در استحبابش كرده است اينها يك مسائل سياسى است ، قضيهء مكّه يك مسئلهء [ سياسى است . ] اجتماع در مكّه در اين محافل مختلف با آن يكپارچگى