و تبليغ مىكردند مسائل را اگر دولتها ، دولتهايى بودند كه توجه داشتند به اين مسائل و نمىخواستند كه زير بار قدرتهاى بزرگ باشند و مىفهميدند لذت اينكه يك حكومت بر يك جامعهء بيدار از يك حكومت بر يك جامعهاى كه هيچ خبر از هيچ چيز ندارد بهتر است ، از زير بار بيرون آمدن از ابرقدرتها ، و لو هر جور مصيبت هم براى ملتهاى ما داشته باشد ، بهتر است از اينكه ما در كاخهاى بزرگ و در خانههاى چه و كذا و اتومبيلهاى كذا باشيم و نوكر باشيم اگر اينها اين را مىفهميدند ، دست از اين كارها برمىداشتند و با ملتها هم صدا مىشدند و وسايل را فراهم مىكردند و اين محفل بزرگ حج را نه اين طورى كه حالا هست ، درست به جا مىآوردند و خودشان هم مىآمدند در آن محافل و مىنشستند و مسائلشان را حل مىكردند ، آن وقت اسلام يك قدرتى مىشد كه هيچ قدرتى مقابل او نبود . اين يك راه هست كه مردم را ، همهء مردم را سالى يك دفعه همهء بلاد را دعوت كردند و
لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ
« 1 » هر كس بتواند بايد برود .
يك راه ديگر اين نماز عيد و اجتماعات در عيد است ، در سالى دو مرتبه . اين هم يك مسألهاى است كه در بلاد بايد مجتمع مىشدند ، مىشوند و باز مسائل ، مسائل سياسى است . نماز جمعه در هر هفته يك دفعه ، آن اجتماعات بزرگ بشود و بررسى بشود در هر جا راجع به مسائل روز كه به حمد اللَّه ، اين مسأله در اين سالها شده است و اميد است كه بيشتر بشود و آقايان هم بايد تبليغ كنند كه اين مجالس بهتر بشود و مجالس جماعت است كه مردم در هر روز مجتمع بشوند در مساجد ، نه همان مجتمع بشوند ، بگذارند اين پيرمردها و از كار افتادهها بروند . نه ، مساجد بايد مجتمع بشود از جوانها .
اگر ما بفهميم كه اين اجتماعات چه فوايدى دارد و اگر بفهميم كه اجتماعاتى كه اسلام براى ما دستور داده و فراهم كرده است ، چه مسائل سياسى را حل مىكند ، چه گرفتاريها را حل مىكند ، اين طور بىحال نبوديم كه مساجدمان مركز بشود براى چند نفر پيرزن و پيرمرد . وقتى جماعت برود و اشخاص مؤثر بروند ، مردم بروند ، همه بروند آنجا مجتمع
هامش
( 1 ) - سورهء آل عمران ، آيهء 97 : « و براى خدا ، حج آن خانه بر مردم واجب است » .