تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
از ديگران مىگيرد ، اتومبيلش هم از ديگران مىگيرد ، برقش هم از ديگران مىگيرد . اين ملت تا آخر بايد اسير باشد . تا منزوى نشويد نمىتوانيد مستقل بشويد . از انزوا ما چه ترسى داريم . ما آن روزى كه منزوى نبوديم همهء گرفتاريها را داشتيم . حالايى كه منزوى هستيم مستقل هم هستيم . الآن هر كسى آقاى خودش هست ، هى زير بار ديگرى نيست . الآن مىتواند يك سفارتخانه‌اى - هر سفارتخانه‌اى مىخواهد باشد - مىتواند كه به حكومت ما ، به دولت ما يك چيز را تحميل كند ؟ پس ما منزوى نيستيم . شما خيال مىكنيد منزوى هستيم . منزوى به آن معنايى كه شما مىخواهيد نباشيم ، اين معنايش اين است كه ما وابسته باشيم و تا آخر ، غلام حلقه به گوش باشيم . خدا مىداند آن روزى كه من عكس اين محمد رضا را ديدم در روزنامه‌هاى اينجا ، در مجله‌اى بود كه در امريكا مقابل يكى از رياست جمهوريهاى آنها ايستاده بود ؛ مثل يك بچه‌اى و او عينكش را برداشته بود و به روى او نگاه هم نمىكرد ، اين طور نگاه مىكرد و اين طورى ايستاده بود ! خدا مىداند تلخى اين در ذائقهء من شايد حالا هم باشد كه ما اين طور هستيم كه يك نفر آدمى كه مىگويد من همه كاره هستم و كشورم را مىخواهم برسانم به كذا و از ژاپن بايد جلو بيفتيم و فلان [ كار را بكنيم ، ] يك همچو آدم ضعيف زبونى است كه مىرود در امريكا ، بعد از همهء تشريفات كه اجازه بدهند و چه بكنند ، برود آنجا ، مىايستد آنجا پهلوى آن جانسون « 1 » - ظاهراً بود - ايستاده آنجا و آن مردك تو صورتش نگاه نمىكرد . عينكش را برداشته و آن طور نگاه مىكند و اين هم اين طورى ايستاده ! خدا مىداند كه اين غير انزوا براى يك ملتى از هر انزوايى بدتر است . بله ، او منزوى نبود . آقايان مىخواهند ما هم اين طور بشويم . ما انزوايى را كه اين آقايان خيال مىكنند ، با آغوش باز ، اين انزوا را مىپذيريم . تا انزوا نباشد افكار شما به راه نمىافتد . مغزها [ ى ] شما از مغز امريكايى كوچكتر نيست . لكن شما را از انزوا بيرون آوردند و مرتبط كردند . تا آخر قيامت شما بايد منزوىِ
هامش
( 1 ) - ليندون جانسون ، رئيس جمهور سابق امريكا .