تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
چى مىترسد ؟ شما مطمئن باشيد .

نهراسيدن ملت ايران از تهديدات و حصر اقتصادى دشمن

چند وقت است كه الآن ما را حصر اقتصادى كرده‌اند ، چه شد - مثلًا ؟ ما كجايمان گير كرده است كه حصر اقتصادى ، حصر اقتصادى ؟ خيال مىكنند اشخاص كه ما اگر چنانچه از امريكا - مثلًا ، فرض كنيد كه - فلان چيز را نخريم ، ديگر نمىتوانيم . نخير ، ما داريم زياد ، امريكا اينجا برايمان ذخيره كرده اينها را ! بدانيد كارهاى خدايى است اينها ، كارهاى خدايى است كه پنجاه سال آن يا كمتر يك قدرى ، اين مرد بيست و چند سال - اين دومى « 1 » - زحمت كشيد و امريكا هم به خيال اينكه خوب ، مملكت خودش است ديگر ، هر چه هست مال خودش است - نفتهاى ما را البته گرفتند و خوردند و بردند و - اسلحه‌هاى زياد آوردند براى ما . اين كوههايى كه در ايران هست بسيارىاش زيرش اسلحه و مهمّات است و اينها همانهايى بود كه دشمن ما ، دشمن فعلى و هميشگى ما براى خودش تهيه كرده بود و حالا مال ماست . عمده اين است كه ما خودمان ، خودمان را بشناسيم و قواى مسلّحهء ما و ملت ما يكپارچه بشود . اگر اينها همه با هم يكپارچه باشند ، پشت به پشت هم بدهند ، هيچ قدرتى نمىتواند اينها را بشكند . اين قدرتهاى بزرگ آن قدر گرفتارى دارند كه به اين مسائل خيلى نمىتوانند برسند . هر كدامشان مقابل هم ايستادند . اين گرگها را مىگويند كه وقتى كه شب هم مىخواهند بخوابند دور هم ، همه رويشان را به هم مىكنند از خوف اينكه اگر يكىشان غفلت كند باقيشان او را مىخورد . حالا اين طورى است كه شما خيال نكنيد كه امريكا اگر بخواهد يك كارى بكند ، امريكا مقابلش يك گرگ ديگرى ايستاده ، درست دارد نگاهش مىكند ! آن هم همين طور مقابلش يك گرگ ديگرى ايستاده مقابلش « اللَّهُمَّ اشْغَلِ الظّالِمينَ بِالظّالِمين » « 2 »
هامش
( 1 ) - محمد رضا پهلوى ( 2 ) - « خداوندا ، ستمگران را با ستمگران مشغول ساز » .