آن وقت باشيد . وابسته ، افكارتان اصلًا به راه نيفتد ، مغزهايتان بخشكد آنجا و هيچ [ كارى ] را عمل نكنيد . اگر مغزهاى ما عمل مىكرد ، حالا وضع كشور ما غير از اين بود ، لكن نگذاشتند مغزهاى ما عمل بكند . همه چيز را آوردند ، اموال زيرزمينى ما را دادند و همه چيز را آوردند ، فراهم كردند كه مبادا شما به فكر اين بيفتيد يك صنعتى ايجاد كنيد .
تا ارتباطتان را از دنيا قطع نكنيد - اين ارتباطى كه شما را به انزواى حقيقى مىكشد - نمىتوانيد خودتان اهل صنعت بشويد و نمىتواند مملكتتان صنعتى بشود ، نمىتوانيد مستقل باشيد و نمىتوانيد آزاد باشيد . اين انزوا از نعمتهاى بزرگ خداست .
شما مقايسه كنيد بين كشور خودتان امروز كه منزوى هستيد با كشور خودتان در ده سال پيش از اين كه نبوديد . مقايسه كنيد ، فكر كنيد . هى فكر اينكه اى ما چيزى نداريم ؛ ما انسان داريم . ما آدم داريم ، ما جوان داريم . ما جوانهايى داريم كه با همهء قوا ، در مقابل همهء قدرتها ايستادهاند . چى هيچى نداريم ؟ ما همه چيز داريم . ما اين زمينهاى وسيع [ را ] داريم . ما آن قدر چيزهاى زيرزمينى داريم . چطور ما نداريم ؟ ما همه چيز داريم . فقط اين انزوا نبودن ، منزوى نبودن ، ما را به اين حال رسانده است كه ما براى هر چيز بايد دستمان را پيش ديگرى دراز كنيم . يك چند سال بايد سختى را تحمل كنيم . - سختى هم خيلى نيست - تحمل كنيم تا بتوانيم خودمان سر پاى خودمان بايستيم و آدم باشيم .
مقاومت قدرتمندانه ملت ايران در مقابل تجاوز عراق
اين قدرتها ديگر شكسته شدهاند و علامتش هم همين كه يك سال است اين جوانهاى ما اين كار را كردهاند ، و ارزش كارشان هم بسيار زياد است و هيچ عالَم به هم نخورد . حالا فرض كنيد كه اين نوكر بدبخت ، اين صدام بدبخت ، كه ملت خودش را به تباهى دارد مىكشد و آن قدر به ملت خودش دارد تحميل مىكند ، اين هم يك حملهء مذبوحانهاى كرده است . ما هم صبر داريم و [ هم ] حوصله داريم . ملت ما پنجاه - شصت سال ، جوانهاى ما تا چشمشان را باز كردند ، زير يوغ اين مسائل و اين مصايب بودند .
عادت داريم ما به زحمت كشيدن . جوانهاى ما عادت دارند به اين زحمتها . حالا كه