تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
مسائل اين طور نيست كه به گوش ما مىخوانند كه اى اگر امريكا چه بشود ، چه . خوب ، يك سال تمام است كه اين جوانهاى عزيز ما رفته‌اند و البته رنج كشيده‌اند ، زحمت كشيده‌اند و مأجورند در اين امر پيش خداى تبارك و تعالى - من نبايد تشكر كنم از آنها ، عمل آنها پيش خدا ارزش دارد - يك سال است كه اينها رفته‌اند و آنجا را گرفته‌اند . آنها جز ، هى حرفْ آنها زدند ، آن ور ايستادند و حرف زدند و چه كردند و خوب ، حصر اقتصادى كردند و چه كردند ، لكن ملت سر جاى خودش ايستاده و هيچ نقصى در خودش نمىبيند . ده سال ديگر هم كه بشود ، همين است . عمده ارزش اين عملها اين است كه از ذهن توده‌هاى ضعيف مردم در سرتاسر دنيا ، مستضعفين جهان در سرتاسر دنيا ، از ذهن اينها اين رعبها را خارج مىكند ، به خود مىآيند . الآن هم آمده‌اند ، هى مىگويند كه ماها در انزوا هستيم . آن وقت كه در انزوا نبوديم چه بوديم ؟ ! يك ملت زيردست ضعيف بيچاره ! يك پاسبان در بازار بزرگ تهران حكومت مىكرد بر بازار ! اين آن وقت بود كه ما منزوى نبوديم ! منزوى نبوديم ؛ يعنى ، روابطمان با امريكا و با شوروى و با كذا و كذا سر جايش بود !

استقلال و خودكفايى در انزواى از قدرتها

حالا كه منزوى هستيم چه هستيم ؟ حالا كه منزوى هستيم جوانهاى ما ايستاده‌اند و سفارت امريكا را گرفته‌اند و پنجاه و چند نفر جاسوسها را گرفته‌اند و نگه داشته‌اند . البته انسانى هم با آنها رفتار كرده‌اند . آن طورى كه به من دائماً رسيده اين است كه خيلى خوب با اينها رفتار كرده‌اند و اخلاق اسلامى هم همين است . حالا كه منزوى هستيم اينكه بازارمان سر جايش هست با عزّت و احترام . هيچ كس به ما نمىتواند ظلم كند . هيچ كس نمىتواند بگويد بازارتان را ببنديد يا با الزام بازار را ببندند . هيچ كس نمىتواند بيايد بگويد چهارم آبان است بيرقها را همه جا بزنيد و بايد همچو بشويد ، هيچ . حالا كه منزوى نيستيم خودمانيم ، مستقليم . انزوا اگر پيدا شد ، انسان خودش را بهتر پيدا مىكند . ديروز چند تا ، دو - سه تا جوان آمدند و يك تفنگى را ، كه من خوب نمىشناسم