اين دو راه و اين دو مقصد اين است كه آنها كوشش مىكنند براى به دست آوردن يك مآرب « 1 » حيوانى - شيطانى ؛ و اينها كوشش مىكنند براى يك مقصد الهى . اينها مىخواهند كه جامعه را ، تمام جامعه را انسان كنند . انبيا مأمورند از جانب خداى تبارك و تعالى كه بيايند و جامعهها را كه در سر دو راهى واقع شدند ، يك راه ، راه انسانيت است و يك راه ، راه شيطانى و طاغوتى و غير انسانى . و خود مردم نمىتوانند درست تشخيص بدهند راه را . انبيا موظفند كه ملتها را و گروهها و جمعيتها را با دعوتهاى خودشان ، با تعليمات و ارشادات خودشان ، انسان كنند . از اول خلقت تا آخر ، همين معنا طرح است كه اين جمعيتها انسان بشوند .
صراط مستقيم ، معيار پيروزى و شكست
همهء زحمتهاى انبيا و همهء كتب آسمانى و همهء دعوتهاى اوليا و انبيا ، براى اين بوده است كه اين موجودى كه اگر به خودش واگذاشته بشود ، از تمام حيوانات بدتر است ، و از تمام شياطين شيطانتر است ، اين را هدايت كنند و به صراط مستقيم دعوت كنند و الهى كنند . انسانى الهى كنند . البته توفيق نبوده است كه همه را انسان كنند . سركشها زياد بودند .
كسانى كه از فطرت انسانى خارج بودند زياد بودند و زياد هستند . لكن آنها كوشش خودشان را كردند . و آن مقدار از بركاتى كه در دنيا هست ، همه از بركات انبياى بزرگ الهى است و اوليا . ما نبايد معيارها را معيارهاى مادى قرار بدهيم ، و پيروزى و شكست را هم روى معيارهاى طبيعى و مادى مطالعه كنيم . ما معيارها را بايد معيارهاى الهى قرار بدهيم ، و پيروزى و شكست [ را ] هم در همان ميدان الهى تشخيص بدهيم . ما اگر در آن ميدان الهى و در آن صراط مستقيم انسانى پيروز باشيم ، اگر تمام عالم هم به ضد ما قيام كنند و ما را هم نابود كنند ، ما پيروزيم . براى اينكه معيار ، معيار طبيعى نيست . عالم هم همين عالم طبيعى نيست . اين عالم طبيعى ، اخيرهء موجودات است . تفالهء موجودات است .
عوالمى كه الى ما شاء اللَّه هست و ما از آنجا آمده و به آنجا خواهيم رفت . ميزان ، آن ميدان
هامش
( 1 ) - لذات ، خوشيها .