مىكردند در همان مقصدى كه داشتند . و يك قدم عقب نمىگذاشتند . و هيچ تزلزلى در روح آنها حاصل نمىشد .
من گمان ندارم كه هيچ كس به قدر رسول اكرم - صلى اللَّه عليه و آله و سلم - در آن سيزده سالى كه مكه تشريف داشتند ، و در آن ده سالى كه در مدينه ، اگر كسى درست توجه بكند به زندگى حضرت مولا رسول اللَّه ، مىبيند كه شايد آدم بتواند بگويد يك روز ايشان ، يك حالى كه به حسب نظر ما استراحت است ، ايشان نداشتهاند . آن وقتى كه در مكه بودند ، آن قدر فشار داشتند و آن قدر اذيت به ايشان مىكردند و آن قدر ايشان را در تنگناى همهطور و همه جانبه مىگذاشتند كه بالاخره مجبور شدند كه بروند در يك غارى ، و در آنجا هم تحت نظر اينها بودند ، و زندگى ايشان آن طور گذشت . يك روز براى ايشان استراحت نبود . و بعد از اينكه ديدند نمىشود در مكه ماند و تبليغاتشان در مكه آن قدر تأثير ندارد و يك عدهء معدودى ، چند نفرى به ايشان ايمان آوردند ، ايشان هجرت كردند ، و اگر وضع ايشان را در مدينه هم ببينيم ، مىبينيم كه در اين ده سال مدينه ، جز زحمت و اشتغال به جنگهايى كه پيش آمد و غزوههايى كه پيش آمد ، نداشتند ، و در آن غزوات هم سنگينىاش به دوش خود ايشان بود . لكن مقصد يك مقصدى بود كه اينها پيش او هيچ نبودند . در مكه وقتى كه به ايشان پيام دادند كه تو بيا دست از اين دعوتت بردار ، و تو هر چه مىخواهى ما در اختيارت - مثلًا - مىگذاريم ، ايشان فرمودند كه اگر همهء عالم - تعبيرشان تقريباً اين است كه - همهء زمين و آسمان را به من بدهيد ، من اين دعوت را ، دست از آن برنمىدارم . براى اينكه اين دعوت الهى است . اين مأموريت الهى است . مأموريت الهى را براى اينكه ، يك منصبى ، يك مقامى ، يك ماليتى ، يك چيزى پيدا كنم معنا ندارد .
مقاصد وقتى كه عالى شد ، زحمتهاى در راه آن مقصد بايد در نظر انسان نباشد . از آن طرف ، آن افرادى كه از فطرت انسانى خارج شدند ، و حيوانى هستند به صورتِ انسان ، سَبُعى هستند به صورتِ انسان ، شيطانى هستند به صورت انسان ؛ آنها هم در راه مقصد خودشان كوشش مىكنند . مقصدى كه دارند آنها هم كوشش مىكنند . لكن فرق ما بين
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 287
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٨٧