داده و براى اسلام داده ، حالا در ذهنش چه مىآيد ؟ چه ناراحتى در اين زنهاى داغدار و در اين پدرهاى جوان مرده ، چه وضعيتى در قلب آنها پيدا مىشود ؟ و لو حرف نزنند ، و لو هيچ صحبت نكنند ، براى خدا آنها صحبت نكنند ، براى [ خدا ] آنها قيام بر ضد نكنند ، اما ببينيد داغدارها چه حالى پيدا مىكنند كه ببينند كه جوانهايشان را براى جمهورى اسلامى دادند و حالا در جمهورى اسلامى داد و قال است سر اينكه من جلو باشم يا شما جلو باشيد . اين روزنامههايى كه من امروز ديدم و بعضىشان را هم ديروز ديدم ، اين روزنامهها ببينيد كه در آن چه مسائلى هست كه مردم وقتى اين روزنامهها را بخوانند چه خواهند گفت . يك قدرى توجه داشته باشند همهء كسانى كه متصدى امرند .
اينها خيال نكنند كه ما [ رئيس ] حكومت هستيم ، و ما رأس هستيم و ما وزير هستيم و ما نخست وزير هستيم و ما رئيس جمهور هستيم و ما بايد هر كارى دلمان بخواهد بكنيم .
نه ، مملكت اسلامى است ، نه طاغوتى . مملكت اسلامى را به طاغوت نكشيد . من خوف اين را دارم كه - خداى نخواسته - اگر اين امور زياد انباشته بشود ، يكوقت همان مسائلى پيش بيايد كه مردم با طاغوت عمل كردند . طاغوت براى خاطر اينكه پسر كى بود و نوهء كى بود كه نبود ؛ براى اعمالش بود . اگر اعمال ما هم يك اعمال طاغوتى باشد ، براى خود باشد ، نه براى ملت ، دعوا بكنيم سر خودمان ، نه براى مصالح ملت ، اين همان طاغوت است . منتها به يك صورت ديگرى درآمده ، اما طاغوت است . طاغوت هم مراتب دارد .
يك طاغوت مثل رضا خان و محمد رضا خانمان و يك طاغوت هم مثل كارتر و امثال آنهاست . يك طاغوت هم مثل ماهاست . همه از جند ابليس مىشويم . شما فكر اين ملت ، فكر اين زاغهنشينها ، فكر اين مردمى كه همه چيزشان را دادند و شما را به مسند نشاندند ، فكر آنها را بكنيد . شب وقتى خلوت مىكنيد ، فكر بكنيد كه من امروز كه كار كردم براى خودم كردم يا براى مردم . امروز كه صحبت مىكنم براى خودم صحبت مىكنم يا براى مصالح كشور .
پرهيز همهء گروهها و جناحها از اختلافات
اگر اينها را فكر بكنيد ، توجه بكنيد و خطراتى كه در كشور ما الآن موجود است ، فعلًا