اگر انتقاد دو انسان را فرض كنيد ؛ يكى خودتان يكى ديگرى ، هر دو داراى يك صفت متوازى هستيد . اگر يك كسى از آن رفيقتان تكذيب كند براى خاطر آن صفتش ، شما خوشتان مىآيد ؛ براى اينكه آن را مقابل خودتان مىدانيد . از اين جهت ، همان صفتى كه در شما هست ، در ديگرى اگر باشد و انتقاد بكنند ، شما خوشتان مىآيد ، او بدش مىآيد . او هم وقتى ببيند همان را در شما عيبجويى مىكنند ، خوشش مىآيد و اگر از خودش عيبجويى كنند ، بدش مىآيد . اينها همه از حيلههاى شيطان است كه شيطان ، بزرگتر از همهء شيطانها - حتى از اين شيطان بزرگ معروف - اين شيطان نفس امارهء خود آدم است . ما كه الآن يك مملكت اسلامى به ما سپرده شده است ؛ يعنى ، اين مردم با فريادهايشان سدها را شكستند و رأى به همهء شماها دادند و به وكلا و - عرض مىكنم - به رئيس جمهور و بعد هم وكلاى آنها به شما و اينها ، اين مردمى كه با اين زحمت رأى به شما دادند و شما را بر سر مسند نشاندند ، حالا شما بخواهيد سر مسند با هم اختلاف كنيد ، ببينيد پيش خدا چه هست . يك دسته زحمت كشيدند و جوانهايشان را دادند . و الآن هم شما كردستان را مىدانيد چه جور است و اين پاسدارها در كردستان و اين ارتشيها در آنجا هر روز دارند جان مىدهند ، هر روز دارند خون مىدهند ، مردم آنجا دارند بمباران مىشوند ، دشمنهاى ما مشغول فعاليت زياد هستند . در اين حالى كه همهء جوانب بر ضد ما هست ، همهء قدرتهاى بزرگ و كوچك بر ضد ما هست و اين ملتى كه با اين زحمت به دست شما اين مملكت را داده است ، شما حالا بنشينيد سر اينكه من چطور ، شما چطور و همهاش هم از شيطان است . هيچ شك در اين نكنيد كه هر كه گفت « من » ، اين « من » شيطان است . هر كه گفت كه بايد به من اطاعت كنيد ، اين شيطان است . ما بنشينيم سر اين معنا كه شما بگوييد من ، آن هم بگويد من ، آن هم بگويد من ، سر سفرهء شيطان بنشينيم و با هم تسابق بكنيم به اينكه آن طعمهء شيطان را ، كه خودخواهى است ، هى تقويت كنيم . شما ببينيد كه در بارگاه خدا اين چه جور [ است ، ] چه صورتى دارد ؟ و در پيش ملت كه بشنود يك همچو چيزهايى هست ، ببيند يك همچو مسائلى طرح است ؟ خوب ، اين ملت بر فرض اينكه حالا صحبت هم نكند ، اما اين زن داغدار كه بچهاش را براى اين جمهورى
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: السيد الخميني
ص١٩٩