اينها حالا فهميدند كه ياوه مىگويد . ما از اول مىدانستيم كه ايشان ياوه گوست . ما در پاريس كه بوديم ، در يكى از نطقهايى كه ايشان فرمودند ! اين بود كه شاه به ايرانىها زياد آزادى داده ! در وقتى بود كه البته آن اختناق را مردم شكسته بودند . اين خيال مىكرد كه اعليحضرت اعطا كرده آزادى را به مردم ، نمىداند كه مردم گرفتند از او ، به غنيمت از او گرفتند ، نه اينكه او به ما چيزى اعطا كرد . او با همهء تشبّثات ، هر جور تشبّثى كه مىتوانست بكند كرد . قتل عامها را كرد ، ديد فايده نكرده . بعد ، تغيير وزيرى به وزير ديگر كه او بيايد يك قدرى ياوه بگويد و مردم را خيال كند غفلت [ زده ] مىتواند بكند ، اغفال بكند ، اين كار را هم كرد ، ديد نه ، مردم باز همانند . آمد توبه هم كرد همان آدمى كه در يك سال ، دو - سه سال قبل ، چند سال قبل ، در يكى از نطقهايش گفت : اين روحانيون مثل حيوان نجس مىمانند و با آنها نبايد [ معاشرت ] كرد ؛ و آمد در محضر همه و گفت : اى علماى اسلام ، اى مراجع عظام ، من چطور و تأسف [ . . . . ]
اين هم يك حقّهاى بود كه زد و نشد ؛ براى اينكه ملت پنجاه سال ياوه سرايى از اينها ديده است ، پنجاه سال فشار ديده ، پنجاه سال حبس و تبعيد و قتل و غارت ديده . بعد از پنجاه سال ، كه همه چيز را اين مردم ديدند ، از بچهاى كه چشمهايش را باز كرده ، فحّاشى اينها را و ياوه گويى اينها را ديده ، ديگر اينها باور نمىشود بكنند . ملت ما متحول شد به يك ملتى بيدار ، آشناى به همهء امور . و شما مطمئن باشيد كه اين بيدارى ان شاء اللَّه ، با شرط اينكه توجهتان را به خدا مستحكم كنيد ، اين بيدارى هست و شما را نجات مىدهد .
هراس دشمن از اتحاد حوزه و دانشگاه
پيشترها مجلس شوراى ملىِ آقايان اگر يك كلمهاى از طرف دولت انگلستان مىشد كه بايد فلان كار را انجام بدهيد ، احتمال اينكه بتوانند مخالفت كنند ، نداشتند . همچو عُرضهاى نداشتند . بله ، گاهى در بين آنها ، يك اشخاصى پيدا مىشد كه [ عُرضه ] داشت ؛ مثل مرحوم مدرّس . مرحوم مدرّس يك كسى بود كه در مقابل همه مىايستاد و مع الأسف اينها مىگويند : روحانيين نقشى نداشتند . يك روحانى تو يك مجلس ، رضا خان