خوفى كه همهمان داشتيم ، چه شد كه يك دفعه متحول شديم به يك روحهاى شجاع ؟ آن كى بود كه بازار و بازارى [ را ] ، كه دنبال كسب است و دنبال منافع خودش است ، همچو كرد كه ايثار كرد و يك ماه بازار را - گاهى در بعضى شهرستانها - مىبستند و هيچ فكر اين نبودند كه به ما ضرر خورده است ؟ آن كى بود كه اين معجزهها را كرد ؟ غير از خدا كس ديگرى قدرت دارد ؟ آن كيست كه ما را - تا انقلابها گاهى وقتها انقلاب به يك مقدار از پيروزى رسيد ، ديگر رها مىكنند - آن كيست كه ما را باز نگه داشته است به يك حالى كه باز همه فرياد مىزنند و جمهورى اسلامى را مىخواهند ؟
بيدارى و توجه به خدا مايهء نجات و فلاح
از خدا غافل نباشيد . از يك قدرت ما فوق الطبيعه ، قدرت بزرگ ، غافل نباشيد . اتّكا كنيد به آن قدرت . پشتوانهء شما يك همچو قدرتى است . پشتوانهء شما يك همچو قدرتى است كه الآن با تمام قدرتى كه امريكا دارد و با تمام تجهيزاتى كه امريكا دارد و شايد هيچ قدرت ديگرى مقابل او نباشد ، حتى قدرت شوروى ، با تمام قدرت حالا دارد مخالفت با شما مىكند ؛ با شمايى كه اينجا نشستيد و هيچ هم نداريد ، وقتى هم دست به تفنگ بشويد ، يك تفنگ - مثلًا - معمولى سابقى را داريد ، با تمام قدرتش دارد همه را تجهيز مىكند بر ضد شماها و باز زورش نمىرسد . اين چيست ؟ ما همچو قدرت بزرگى داريم كه امريكا ، كه دنيا را مىتواند بخورد ، از ما وحشت بكند ؟ ماييم كه اين كار را كرديم ؟
همين آقاى كارتر ، كه هميشه از اول نهضت تا حالا هى فرياد مىزند و هى مخالفت مىكند ، هى ارعاب مىكند و هى ماها را مىترساند ، در امريكا اعلام كرد كه كسى نبايد از امريكا بيرون برود به ايران . و در اين هيأتى كه آمدند ، هيأتهايى كه آمدند دخالت كنند ، از خود امريكا ، وزير دادگسترى سابقشان « 1 » و اشخاص سرشناسشان ، اعتنا نكردند به اينكه ده سال حبس و پنجاه هزار دلار هم جريمه [ مىشوند ] ، لكن اعتنا به آن نكردند ، پا شدند آمدند و حالا هم در اينجا مىگويند كه اين بى خود دارد مىگويد ، ياوه مىگويد .
هامش
( 1 ) - رمزى كلارك ، دادستان پيشين امريكا .