مىخواست كه جمهورى درست كند و مدرّس مخالفت مىكرد ، مىدانست كه اين مىخواهد حقّه بزند و مردم را بچاپد . فقط مدرّس ايستاد و جلوى او را گرفت . مع ذلك ، روحانيين هيچ نقشى نداشتند ؟ ! در طول مدتى كه ، از اولى كه رضا خان آمد و اول سالوسى خودش را كرد و پايش را محكم كرد و شروع كرد با اسلام مخالفت كردن ، اين كسى كه در مقابل آنها ايستاد و مشتش را گره كرد همين روحانيين بودند ، همين علما بودند كه از مشهد و از تبريز و از اصفهان و از ساير بلاد مخالفت كردند و اين احزاب و اين نهضتها و اينها هيچ كدام با آنها مخالفت نكردند ؛ آنها نشسته بودند ، منتظر اينكه كار را ديگران انجام بدهند و آنها ميوهاش را بكِشند .
حالا هم شما اين را بدانيد كه هدفى كه براى اينها هدف صحيح است روحانيت است و قشر دانشگاه و دانشجو . اينها الآن وحشت دارند از اينكه دانشجو با روحانى مىروند ، با هم مىخواهند مربوط بشوند و با هم ائتلاف كنند . اين يك وحشتى است الآن از براى اينها . ائتلاف اين دو قشر يعنى ، ائتلاف همهء ملت .
اينها سالهاى طولانى زحمت كشيدند و اين دو قشر را از هم جدا كردند ، نقشه بود ، نه اينكه همين طور مِن باب اتفاق در دانشگاه ، به روحانى فحش مىدادند و در محيط روحانى ، به دانشگاهى . مسأله اتفاقى نبود ، مسألهاى بود كه در گوشها خواندند . هى تمام رسانهها كه به خدمت آنها بود ، در مقابل روحانيين ايستاد و هى فحاشى كرد . شُعرايشان آن شعرها را گفتند : تا آخوند در اين مملكت هست ، اين مملكت درست نمىشود - يكى از شعرهاى اين مرد نانجيب . اينها در گوش همه خواندند و همهء رسانهها ، همهء مطبوعاتشان ، همهء چيزها . مقصد اين بود كه اين دو تا طايفه از هم جدا بشوند ، دانشجو پهلوى آخوند ننشيند . اينها را مقابل هم قرار دادند ؛ براى اينكه مىديدند كه اگر اينها با هم باشند ، كارشان زار است .
حالا هم از آن خيال ، اينها منصرف نشدند . شما خيال نكنيد كه حالا عمّال آنها منصرفند . الآن هم مثل همان اوايل زمان رضا خان ، شروع شده است به حمله كردن به روحانى ، در هر جا هست . در شمال كه اين چپيها زيادتر هستند زيادتر ، و در جاهاى ديگر
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 389
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٨٩