دستش از اسلحههاى مدرن و اين [ چيز ] ها خالى بود . حالا چند تا تفنگى كه به دست پاسدارهاى ما هست اينها غنايم حربى است كه به دست اينها افتاده است . كى همچو چيزهايى بود ؟ پيشتر سنگ بود و آجر و بيل و كلنگ مثلًا ، بعد هم يك چيزهاى مختصرى . هى كم كم پيش رفتند و يك چيزهايى درست كردند . اين در مقابل آن چيزهايى كه دست دشمن ما بود ، چيزى نبود .
تحوّل ملت با عنايت خدا
آنها مىتوانستند با يك يورش بيايند و تهران را بمباران كنند و اين نهضت را جلويش را - مثلًا - بگيرند . آنكه نگذاشت اين امور بشود ، آنكه منصرف كرد همه را ، همهء قدرتمندان را از اينكه دخالت حاد بكنند ، آن كى بود ؟ آن كى بود كه مشت را بر مسلسل و تانك پيروز كرد ؟ غير از خدا همچو قدرتى بود ؟ من و شما همچو قدرتى داشتيم ؟ آن كى بود كه [ توانست ] از مركز تا سرحدّات ، همهء اطراف ، تمام افراد يك كشور سى و چند ميليونى را به يك طرف بكشد و همه را يكصدا بكند ؟ از بچههاى كوچك هفت ساله و شش سالهاى كه تازه يك صحبتى مىتوانند بكنند تا آن پيرمردهاى هشتاد سالهاى كه افتادهاند و ديگر نمىتوانند كارى انجام بدهند ، همهء اينها را يك صدا كرد . آنكه اين قلوب را با هم نزديك كرد و اين مشتها را به يك طرف بسيج كرد ، آن كى بود ؟ كدام قدرت مىتوانست يك همچو معجزهاى را بكند ؟
در آن دهات دورافتاده ، از قرارى كه براى من ، در پاريس كه بودم ، نقل كردند ؛ كسى آمده بود و گفت : من دهات دورافتادهاى - مثل چاپلق و بوربور كه طرفهاى ماست اينها و كمره و اينها - رفتم . صبح كه مىشود مردم دنبال آخوندشان مىافتند و راهپيمايى مىكنند .
آن كى بود كه يك همچو قدرتى داشت كه سرتا ته كشور را افراد با همهء گرفتاريهايى كه داشتند ، از گرفتاريهاى خودشان منصرف كند و بياورد در ميدان مقابل توپ و تانك به مبارزه ؟ آن كى بود كه جوانهاى ما كه در مراكز فحشا در عصر تاريك پهلوى كشيده شده