اتومبيل داشته باشند ! اين اتومبيل از دست شيطان به آنها برسد يا از دست خدا برسد فرقى ندارد در آن كه مىدهد ؛ او اتومبيل مىخواهد ، او پارك مىخواهد ، او زندگى مرفه مىخواهد ؛ اين زندگى مرفه را يك نفر دزد به او بدهد يا يك نفر نبى به او بدهد ، هيچ فرقى پيش او نيست ؛ براى اينكه به آن دهندهاش كارى ندارد . انسانِ متعهد است كه اگر چنانچه پاركها را يك آدم منحرف به او بدهد قبول نمىكند ؛ و اگر يك چيز مختصر را يك آدم صحيح به او بدهد برايش ارزش قائل است . اين انسان است كه اين طور است . آنكه مىتواند منفعت يك مملكت و يك كشورى را حفظ كند آنى است كه فرق مىگذارد ما بين زندگىاى كه از كارتر به او برسد ، يا زندگىاى كه از يك فرد مسْلم به او برسد . بين اين دو تا فرق مىگذارد . اين نمىرود دنبال اينكه از شاه باشد ، خوبتر باشد ، بهتر باشد ، و لو از يك آدم جنايتكار باشد ! او دنبال اين است كه از كجا پيدا شد ، نه چى هست . آنكه مادى است دنبال اين است كه اينكه دست من آمد چى هست ؛ كار به اين ندارد كه از كجاست . آن كس كه متعهد است دنبال اين است كه از كجا آمد . آيا از طريق حلال آمد ؟ آيا از مال مردم دارند به اين مىدهند ؟ مال دزدى است اينكه دارد به او مىدهد ؟ مال حلال است كه دارد به او مىدهد ؟ اين دو طايفه با هم فرق مىكنند . آنى كه مىتواند حفظ منافع يك كشورى را بكند اين هست كه « از كجا آمد » ، نه آنى كه « چى هست » . آنكه مىبيند ، خود همين « چى هست » را مىخواهد ، اتومبيل مىخواهد خوب شركت نفت به او اتومبيل مىدهد . شركت نفتى كه آنها مثلًا تأسيس كردهاند به او مىدهد ، بهتر . خوب ، او خوبترش را مىدهد ، براى او كار مىكند ؛ سفارتخانه به او مىدهد ، براى او كار مىكند . براى اينكه منفعتش را اينجا مىبيند . كار ندارد كه كى مىدهد به او و از كجا آمده . لكن انسان متعهد اگر چنانچه صدها ميليون سفارتخانه به او بدهد قبول نمىكند ؛ براى اينكه مىبيند كه از جايى آمده است كه مىخواهد اين را منحرف كند . اين مىدهد كه عوض بگيرد ؛ مجان نمىدهد . سفارت امريكا اگر به كسى چيز مىدهد ، يا سفارت انگلستان به كسى ، چيزى مىدهد ، مجان نمىدهد ؛ او مىدهد كه از او كار بكشد .
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 431
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٣١