براى همين معنا آمدند آدم درست كنند .
معلمى ، شغل پيامبران
« تعليم » سرمشق همهء انبياست كه از طرف خداى تبارك و تعالى به آنها مأموريت داده شده ؛ مأموريت خدا به انبيا همين است كه بيايند و آدم درست كنند . و آنهايى كه به انبيا نزديكترند آنها به مقام آدميت نزديكترند . آن وقت كه ملائكه اشكال كردند كه آدمى كه مفسد در ارض هست چرا خلق فرمودى . جواب اين بود كه من مىدانم چيزهايى كه شما نمىدانيد . دنبالش هم خداوند تعليم همهء « اسماء » را به آدم كرد . و وقتى كه عرضه داشت به ملائكه ، آنها ديدند كه نمىتوانند اين طورى كه آدم مىتواند ادراك كند حقايق را ، آنها نمىتوانند .
از اول اين بود كه « آدم » كه آمد با تعليم الهى آمد و معلم بشر بود . انبيا هم معلم بشر بودند . شغل معلمى يك شغل عمومى است براى انبيا گرفته ، تا اوليا تا فلاسفه و امام ، تا علما و تا فرهنگيها ، كه ماها ان شاء اللَّه باشيم از آنها . پس شغل ، شغل بسيار بزرگى است شغل آدمسازى . ديگر شغلها به اين درجه نمىرسند ؛ براى اينكه آنها مربوط به جهات ديگر است . در عالم هيچ موجودى به پايهء انسان نمىرسد ؛ و هيچ شغلى به پايهء انسانسازى نمىرسد . پس شغل بسيار بزرگ است ، بسيار شريف است .
سعادت و شقاوت ملتها از مدرسهها
لكن براى فرهنگيها مسئوليت بسيار هست . هر چه شغل عظيم باشد ، مسئوليت به همان مقدار بزرگ و عظيم است . مسئول تمام مقدراتى كه براى يك كشورى پيش مىآيد ، مسئول تمام انسانهايى كه بايد انسان بشوند ، مسئول تمام جوانهايى كه زيردست آنها بايد تربيت بشوند . تربيت بايد بشود انسان در مكتب فرهنگيان ، معلم ؛ و مقدرات هر مملكتى به دست همينهاست كه از فرهنگ بيرون مىآيند ؛ و پيشرفت هر كشورى و عقبماندگى هر كشورى باز به دست معلمين است . معلم است كه با ساختن خود ، افراد را ، كشور را پيش مىبرد ؛ و معلم است كه اگر خداى نخواسته در پيش او انحراف حاصل