بشود ، كشور را خراب مىكند . معلم است كه انسانها را يا مهذب بار مىآورد ، متعهد بار مىآورد ، و يا انگل بار مىآورد و وابسته . همه از مدرسهها بلند مىشود . همهء سعادتها و همهء شقاوتها انگيزهاش از مدرسههاست ، و كليدش دست معلمين است .
فرهنگ ، سايهاى از نبوت
بايد معلمين توجه داشته باشند اولًا ، به شغل شريف خودشان كه شغل انبياست ، و ثانياً به مسئوليت خودشان كه همان مسئوليت انبياست . انبيا مسئولند ؛ لكن درست آنها عمل مىكنند ؛ از مسئوليت درست بيرون مىآيند ، از امتحان درست بيرون مىآيند . آنها مأمور به تربيت هستند ، و تربيت مىكنند . و آن قدرى كه از عهدهشان برآمد عمل كردند . شما هم همان مسئوليت را داريد ، و همان شرافت را .
كانَّه فرهنگ سايهاى است از نبوت ؛ و فرهنگيها سايهاى هستند از نبى . اين سايه بايد عمل كند به آن طورى كه ذى ظل عمل كرد . اينكه مىگويم « سايه » ، براى اين است كه سايه از خودش هيچ نبايد داشته باشد ؛ همان طورى كه يك سايهاى وقتى كه مىافتد روى زمين از يك شخص ، حركت ، حركت شخص است ، و سايه به حركت شخص حركت مىكند . اينكه سلطان را مىگويند « ظل اللَّه » اين بزرگترين چيزى است كه اگر ما تصور كنيم ، تميز مىدهيم ما بين حق و باطل . ظل خدا - بايد - وقتى « ظل اللَّه » است كه حركتش حركت خدا باشد ؛ از خود هيچ نداشته باشد . پيغمبر اكرم « ظل اللَّه » است ؛ براى اينكه . . .
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
« 1 » آنهايى كه با تو مبايعه كردند
يُبايِعُونَ اللَّهَ
« 2 » ؛ بيعت با پيغمبر بيعت خداست . چرا ؟ براى اينكه پيغمبر هر چه دارد از خدا ، و هر چه مىبيند خدا ، و فانى است در او . هر حركتى پيغمبرها مىكنند همانى است كه مطابق رضاى خداست . به حركت او ، به تحريك او حركت مىكنند . از خودشان حركت ندارند ؛ به تحريك او حركت مىكنند . شما هم ، فرهنگيها هم ، ظل انبيا بايد باشيد .
هامش
( 1 ) - بخشى از آيهء 17 سورهء انفال : « و هنگام تيراندازى ، تو تير نمىاندازى بلكه خداوند تيراندازى مىكند » .
( 2 ) - اشاره به آيهء 10 سورهء فتح