تبليغات ، كردستان ، بلوچستان ، بختيارى ، خراسان ، در داخل ايران ، پاكستان و ايران ، آن على حده اين على حده ، نمىدانم ، ممالك عربى ، بحرين ، نمىدانم ، كذا و كذا و كذا ، هر كدام على حده ، اينها را از هم جدا كردند ؛ تكه تكه كردند . مسلمين را از هم جدا كردند ؛ تكه تكه كردند . در اين جنگ عمومى « 1 » كه غلبه پيدا كردند آنها عليه عثمانى كه يك دولت بسيار بزرگى بود و از مصر تا حجاز تا خيلى جاهاى ديگر بود ، اين را تكه تكه كردند ، و هر جايش را به يك كسى دادند ؛ به يكى از نوكرهاى خودشان يعنى خارجيها ادارهشان بكنند . اين حكومتها را مقابل هم قرار دادند : سلطان كذا و سلطان كذا . رئيس جمهور كذا و رئيس جمهور كذا . همه را مقابل هم قرار دادند . همه را دشمن هم كردند . اين دشمن آن و آن دشمن اين . حالا كنار نشستهاند و بردند همه چيز ما را . اينها با هم دشمنى كردند ، خودشان با هم دشمنى كردند ! در هر مملكتى هم « احزاب » درست كردند - حزبهاى مختلف . حزبهايى كه همه مخالف هم هستند . اين آن را بكوبد و آن اين را بكوبد . جبهههاى مختلف ؛ حزبهاى مختلف « من حيث لا يشعر » و مسلمين مع الأسف به واسطهء عدم توجه به عمق مسائل تحت تأثير واقع شده ، و مىشوند . دولت عراق على حده و دولت ايران على حده ؛ هر دو مسْلم ، اما با هم دعوا و جنگ دارند . دولت پاكستان على حده ، دولت كذا على حده ، و همهشان مسْلم ، اما با هم جنگ دارند ؛ دعوا دارند .
در آرزوى بيدارى ملتهاى مسلمان
اينها نقشههايى بوده است كه اينها درست كردند و كشيدند ، و اينها را مقابل هم قرار دادند . و نمىدانم چه وقت مىشود كه مسلمين بيدار بشوند . چه وقت ممكن است كه دولتهاى ما ، ملتهاى اسلامى ، چه وقت مىخواهند چشمهايشان را باز كنند . آيا نمىفهمند ؟ يا مىفهمند و نمىكنند ؟ اگر نمىفهمند ، بايد توجه كنند به مسائل كه ببينند بدبختى مسلمين از كجا شروع مىشود ، و چه هست آن دردى كه مسلمين را اين طور كرده
هامش
( 1 ) - جنگ جهانى اول كه در سال 1292 ه . ش . روى داد .