بهشت است و اگر كشته بشويم بهشت است ، شهادت را براى خودشان فوز مىدانستند ، در ملت ما پيدا شده ؛ به دست كى ؟ به دست خدا . مگر امكان دارد كه يك بشرى ، يك انسانى ، افرادى ، بتوانند اين كارها را بكنند . اين تحول امكان ندارد . خدا كرد اين كار را . مسلمانها چه وقت مىخواهند كه يك همچو روحيهاى پيدا بكنند كه شهادت را براى خودشان فوز بدانند و بايستند مقابل اشخاص خائن و خيانتكار را سر جاى خود بنشانند .
فروپاشى قدرت پوشالى شاه
قدرتى كه در ايران بود مىگفتند در شرق نيست . آن قدرت نظامى كه در ايران بود در شرق نبود . چنانچه مىگفتند . پشتوانهاى كه اينها داشتند همهء قدرتهاى بزرگ بود ، همهء ابرقدرتها و همهء قدرتهاى كوچكتر . يكى از ممالك اسلامى - حالا يكى مىگويد ، شايد ، شايد يكى بوده - از ممالك اسلامى در طول اين مبارزهاى كه ايران مىكرد ، پشتيبانى از ما نكرد ، همه از شاه حمايت مىكردند ؛ همهشان . خوب ، شاه بود با آن قدرت كه مىگفتند مثل اين قدرت در شرق نيست ؛ و پشتيبانش همه مسْلم و غير مسْلم ؛ از ابرقدرتها گرفته تا قدرتهاى كوچك ، تا همين شيخنشينهاى شما - همه موافق بودند . و اغفال كرده بودند برادرهاى ما را . در بعضى از اين مقاطع خليج برادرهاى اسلامى خيال مىكردند كه اگر شاه نباشد ديگر اسلام از بين مىرود ! اگر شاه نباشد شيعه اصلش به كلى از بين مىرود ! همچو تزريق كرده بودند ، اين برادرهاى مؤمن متدين همچو حالىشان شده بود ، كه اگر اين نباشد ديگر هيچ چيز نيست .
من وقتى كه پاريس بودم ، هِى مىگفتند كه اگر اين برود چه مىشود . گفتم كه هيچ نمىشود ؛ يك دزد مىرود ! حالا هم همين شده ؛ ما حالا هيچ غصهاى نداريم . دزد را بيرون كرديم ؛ دست دزد قطع شد ؛ دست خيانتكارهاى خارجى قطع شد .
آزادى ، گرانبهاترين دستاورد
حالا ما گرفتارى كه داريم گرفتارى خانوادگى است . اينكه دعوا ندارد ؛ چيزى نيست . . .
. حالا گرفتارى خانوادگى است . گرفتارى « سازمان امنيت » ديگر ما نداريم ؛ گرفتارى