نيم قرن مبارزه و مقاومت
در هر صورت ، در اين طول تاريخ كه ما يادمان هست ، آنكه قيام كرد بر ضد اين قدرتها روحانيون بودند كه در همين پنجاه و چند سال ، چند دفعه قيام كردند . و البته قدرت آنها زياد بود شكست خوردند . آذربايجان و مشهد قيام كرد ، تقريباً يك قيام عمومى اصفهان كرد ، از همهء علماى بلاد بودند ، لكن قدرت زياد بود ، و اين قدرت زياد ، شكست اينها را ، حبس كردند اينها را ، تبعيد كردند اينها را ، علماى درجه يك را حبس و تبعيد كردند . علماى آذربايجان را ، كه درجهء يك بودند ، آنها را آوردند و بردند به سقز يا سنقر و به آنجا تبعيد كردند ؛ و مدتها در آنجا بودند . علماى مشهد را ، همه را ، گرفتند و آوردند حبس در تهران . علماى اصفهان را شكستند آن نهضتشان را و نتوانستند كارى بكنند . در تمام اين مدت پنجاه سال آنكه قيام كرد بر ضد اينها علما بودند ، و لا غير . هيچ كس . ملت هم همراه علما بود ؛ تا آن اندازه كه مىتوانستند . آن وقت البته اين نهضتى كه حالا پيدا شده است نبود و نمىشد . لكن از طرف علما نهضت شد و شكست خوردند . كشته دادند ؛ حبس شدند ؛ تبعيد شدند .
پس ، اينكه مىگويند اينها درباريند ، خير ، اينها دربارى نيستند . اينها ضد درباريند . ضد دربار را دربارى معرفى كردند ، براى اينكه اينها را از نظر مردم بيندازند . و مع الأسف اين بيشتر از آن حرف اول تأثير كرد . به طورى كه در زمان رضا خان بسيارى از مردم برگشتند . بسيارىشان . بسيارى از جوانها برگشتند از علما . اين هم يكى از كارهايى بود كه اينها كردند .
تجزيهء سرزمين پهناور اسلامى
از كارهاى ديگرى كه كردند اين است كه بين طوايف مقابله مىاندازند كه [ نتوانند ] مجتمع باشند . ترسيدند كه اگر اسلام باشد همه مجتمع مىشوند ، اسلام را خواستهاند بزنند . اگر علما و روحانيون باشند همه را تحت يك بيرق مىبرند ، علما را بايد از بين ببرند . خوب ، حالا به اين قدر هم كفايت نكردند ؛ بين خود مردم جدايى بيندازند . با