خودش را هدر بدهد . اگر به حرفهاى اينها گوش بكنيد ، اگر [ در ] دانشگاه اينها وارد مىشوند ، جوانهاى دانشگاهى ما به حرف اينها گوش بدهند ، اگر در كارخانهها اينها وارد مىشوند ، جوانان كارخانهاى ما به اينها گوش بدهند ، اگر در كشاورزى وارد مىشوند و در صحرا و بيابانها مىريزند و نمىگذارند كشاورزى بشود ، گوش بدهند به اين حرفها ، اگر ما همه گوش بدهيم به اين حرفها ، اين حرفها معنايش اين است كه باز همان آش و همان كاسه ؛ همان خارجيها و همان بردن همه چيز ما ؛ همان قلدريها . يك كس ديگر را مىآورند مىنشانند بالاى سر ما با همان قلدرى ؛ و بدتر از اول .
خيال نكنيد كه قلدرى اگر پيدا بشود مثل قلدرى اين است ؛ خير ، پوست را از سر همهء شما مىكند ! اگر خداى نخواسته عود كند آن مسائل . اينها فهميدند كه ما يك همچو پاسدارانى داريم توى مملكت ، شما را اول خواهند [ كشت ] ! اول آن جوانهايى كه قدرتمند هستند و اينها از آنها ضربه خوردند ، اول حساب شما را صاف مىكنند ، بعد هم حساب همه را . الآن نبايد رعيت به فكر اين باشد كه من آبم كم است . [ امكاناتم ] كم است . تو آبت از اول كم بود ؛ امسال هم كه خدا به شما باران داد . نبايد كارخانهاى خيال كند كه من حالا چىام كم است ، چىام ناقص است . اين از اول ناقص بود . نبايد حالا - عرض مىكنم كه - مردم به فكر اين باشند كه من حالا خانه ندارم . تو خانه از اول نداشتى ؛ تازه نشده اين .
تداوم نهضت و بركندن ريشههاى استعمار
شما بايد همه به هم دست بدهيد ، كه اين نهضت را به آخر برسانيد . حكومت عدل اسلامى پيدا بشود ، محقق بشود ، خارجيّت پيدا بكند ، بعداً برويم سراغ اين فروع ؛ كه خوب ، حالا حكومت اسلامى پيدا شد ، « يا اللَّه » شروع كنيد ! اما نه اينكه « يا اللَّه » ، يعنى الآن بده ! شروع كنيد ! به كار ، ملت بداند كه دولت مشغول كار است ؛ اما كار اين قدر زياد است كه به اين زودى انجام نمىگيرد .
اگر ما غفلت كنيم از آن مقصد اصلىمان ، كه كندن اين ريشههاى فاسدى [ است ] كه زير خاك هست در اين مملكت ما و دارند اخلال مىكنند ، اگر ما غفلت كنيم از كندن اين