لهذا خارجيها هم كه مطالعه كردهاند ، روى موازين چپگرايى ، رو موازين مادىگرى ، اين را يك امر محالى مىدانستند و گفتند كه حسابها خطا درآمد . حسابهاى همه خطا درآمد ، براى اينكه اين حسابها همهاش روى مادىگرى بود . درست هم مىگفتند ، آنها روى حسابهاى مادىگرايى يك ملتى كه هيچ ندارد بر يك قدرتهايى كه همه چيز دارند معنا ندارد كه اين پيروز بشود ؛ لكن روى يك معانى ديگرى ، كه معنويات باشد و ايمان مردم و آن چيزى كه در صدر اسلام براى مسلمين پيدا شد و كمتر از نيم قرن دنيا را تسخير كردند ؛ آن ايمان و استقبال به شهادت ، نترسيدن از اينكه من اگر بميرم چه مىشود ، شهادت را براى خودشان نعمت مىدانستند ؛ - الآن هم در بين اقشار هستند كه مىآيند و مىگويند دعا بكنيد ما شهيد بشويم ، دعا بكنيد بچهء من شهيد بشود - اين روحيه پيدا شد و اين وحدت كلمهاى كه در همهء اقشار به وجود آمد . اين سد بزرگى كه همهء حسابها را باطل از كار درآورد ، [ شكست ] ، به واسطهء آن اين پيشرفت را كرديم .
توان سازندگى ملت
ملتى كه اين پيشرفت را كرده است نبايد به اينكه يك قدرى كشاورزىاش عقب است ، يك قدرى مثلًا كارخانهها را نمىگذارند راه بيفتد اينها را هم ما البته مىدانيم كه الآن تتمهء آن رژيم به شكل يك ريشههاى مفسد و فاسد هست در اين مملكت ؛ از آن طرف هم از خارج به اينها يك كمكهايى مىشود اشخاص منحرف هم زياد هستند ؛ مىدانيد كه اينها دارند كارشكنى مىكنند ؛ و من جمله كارشكنىاى كه مىكنند ، همين كه نمىگذارند كشاورزها بردارند . تا مىتوانستند نگذارند بكارند ؛ حالا كه كاشتهاند ، نمىگذارند بردارند . يكى از مشكلات اين است . لكن ما بايد با يك قوّهء روحى ، قوّهء ايمانى پيش برويم .
بايد مردم را تقويت بكنيم . اين مردمى كه با قوّت ايمان و با روح شجاعانه ، زن و مردشان در خيابانها ريختند و اين اساس را به هم زدند ، اينها قدرت اين را دارند كه بسازند مملكت را . مىتوانند .