تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
ملت ، هر جا به هر كس كه برسيم بگوييم خوب ، تا حالا چه شد ؟ هيچ چى كه نشده ! پس ناراضى درست كنيم . يك دسته كارگر را از كار بازبداريم ، يك دسته دهقان را از كشاورزى بازبداريم ، مدارس را از اينكه مشغول كارشان باشد ، دانشگاهها را از اينكه مشغول كارشان باشد ، بازبداريم ؛ نگذاريم يك سامانى پيدا بكند اين مملكت . و از آن نهضتى كه اينها داشتند و هيچ كارى به اينكه حالا من چه دارم ، چه ندارم نبود .

شگردهاى شيطانى

آن وقت كه [ مردم ] مىريختند توى خيابانها و فرياد مىكردند كه مرگ بر اين كذا ، هيچ ابداً [ كسى ] به فكر اين نبود كه من شب مىروم منزل ، شايد شام نداشته باشم . هيچ به فكر نبود . آن روحيه بود كه پيروزى آورد . آن روحيه را مىخواهند از ما بگيرند . حالا باز متوجه به اينكه من خانه‌ام چطور است ، چى [ ندارم ] خوب ، چى شد ؟ حالا كه نشد ، حالا كجاست خانه . الآن مىخواهند خانه بسازند براى اينها ، اينها باز نمىگذارند . اينها باز مىآيند مانع مىشوند . به هر اسمى به شما دارند « مستضعف » مىگويند ؛ شما قبول نكنيد . آنها مىفهمند « مستضعف » يعنى چه ، به اينها بد حالى مىكنند ! ما همه جزء مستضعفين هستيم ؛ يعنى ما كه اشخاصى بوديم كه ابرقدرتها ما را ضعيف مىشمردند ، ما را هيچ مىدانستند ؛ ما مىخواهيم از اين جهت بيرون بياييم . مىافتند دنبال اينها كه اينها مىگويند ، خانه ما مىخواهيم براى « مستضعفين » بسازيم . مگر شما مستضعفيد ؟ ! نخير ، شما خيلى كذا هستيد ! از اين راه - هر راهى كه بتوانند يك اخلالى بكنند - اخلال مىكنند ؛ و همهء نظر اخلالگرها به اين است كه نگذارند ايران براى خودش يك سامانى پيدا بكند كه دست آنها تا ابد كوتاه بشود .

هشدار به جوانان

شما جوانها كه تا حالا مطلب را به اينجا رسانديد ، ملت ما كه با همهء اقشارش ، با جان و خون خودش ، مطلب را به اينجا رساند مبادا به اين حرفها گوش بكند و خون جوانان