تحكيم شده است ، آن وقت شاخ و برگهايش ثمره بدهد ؛ آن وقت از آن استفاده بكنيد . ولى اگر بگذاريد حالا و هدر بدهيد اين نعمت را ، بعدها موفق نخواهيد شد . بنا بر اين ، اين مطلب بايد در نظر آقايان باشد كه ايام پيرى ، ايام نسيان و ايام فراموشى [ است ] ؛ و لهذا ديديد كه من مباحثهاى كه قبلًا كرده بودم دوباره شروع كردم همان مباحثه را ، همان مطلب را دوباره شروع كردم به گفتن . اين براى همين ضعفى است كه در ايام پيرى بر انسان رخ مىدهد .
ابعاد مختلف انسان
و يك مطلب ديگرى كه به نظر من بسيار اهميت دارد ، اين است كه انسان ملتفت باشد اين مطلب را كه اولًا خود انسان - اين موجود كه عصارهء همهء خلقت است - جنبههاى مختلف ، ابعاد مختلف ، شئون مختلف دارد . [ از ] جنبهاى با نباتات شريك است : .
همانطور كه نموّ آنها به آب است و يك غذايى از زمين ، نموّ انسان هم مثل نباتات ديگر از زمين است و از بركات [ ى ] كه خداى تبارك و تعالى داده است . و جنبهء حيوانى هم مثل ساير حيوانات دارد : چشم و گوش و كذا و كذا و ادراكات جزئى ، و اينها هم مشترك است با ساير حيوانات . و بالاتر از اين هم - البته در حيوانات هم ضعيفش هست - يك مرتبهء مثالى « 1 » انسان دارد كه در آنجا زايدِ بر اين مطالب حيوانى چيزهايى هست . و يختصّ الانسان به تعقل و به يك معنويت و يك « تجرد باطنى » كه ساير حيوانات اين مرتبهء تعقل و مرتبهء « تجرد نفسانى » را ندارند .
و قرآن كريم - كه در رأس تمام مكاتب و تمام كتب است حتى ساير كتب الهيه ، آمده است كه انسان را بسازد ؛ انسان بالقوه را انسان بالفعل و موجود بالفعل كند . تمام دعوت انبيا هم ، حسب اختلاف مراتِبِه ، تمام دعوتها هم براى همين معناست كه انسان را انسان كنند ؛ انسان بالقوه را انسان بالفعل كنند . و تمام علوم و تمام عبادات و تمام معارف الهيه و تمام احكام عبادى و همهء چيزهايى كه هست ، همهء اينها براى اين معناست كه انسان ناقص
هامش
( 1 ) - عالم مثال ، عالم تجرد ناقصه .