تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 591

مساهمون:

ص٥٩١
بىخود شود و محو كلى برايش حاصل شود و صعق مطلق رخ دهد ، پس حق در وجود او كارگر شود و به سمع حق بشنود و به بصر حق ببيند و به يد قدرت حق بطش كند و به لسان حق نطق كند ، و به حق ببيند و جز حق نبيند ، و به حق نطق كند و جز حق نطق نكند ، از غير حق كور و كر و لال شود و چشمش و گوشش جز به حق باز نشود . و اين مقام حاصل نشود مگر با جذبهء الهيه و جذوهء نار عشق كه بدين جذوهء عشقيه لازال متقرّب به حق شود ، و به آن جذبهء ربوبيه ، كه عقيب حبّ ذاتى است ، از او دستگيرى شود كه در اين وادى حيرت نلغزد و به « شطح » و جز آن ، كه از بقاياى انانيّت است ، گرفتار نيايد . و در اين حديث اشاره به اين دو شده است بقوله : و إنّه يتقرّب إلىّ بالنّافلة حتّى أحبّه . تقرب عبد از جذوهء عشق است ، و جذبهء الهيهء حق از حبّ است .
« تا كه از جانب معشوق نباشد كششى * كوشش عاشق بيچاره به جايى نرسد » « 1 »
پس ، منتهاى قرب نوافل فناى كلى و اضمحلال مطلق و تلاشى تامّ است ، و نتيجهء آن : كنت سمعه الّذى يسمع به . . . است . و پس از اين فناى تام و محو كلى و محق مطلق و صعق تمام ، گاه شود كه عنايت ازليه شامل حالش شود و او را به خود آورد و ارجاع به مملكت خودش فرمايد ، و حالت « صحو » از براى او دست دهد ، و حالت انس و طمأنينه پيدا كند و كشف سبحات جمال و جلال بر او گردد ، و در اين حالت صحو ، در مرآت ذات صفات ، و در آنها اعيان ثابتات را و لوازم آنها را ، كشف نمايد . و حال اهل سلكوك در اين مقام نيز مثل مقام اوّل است در اينكه عين ثابتش تابع هر اسمى است ، در همان اسم فانى شود و به همان اسم باقى ماند ، و در حال صحو نيز كشف همان اسم بر او گردد ، و كشف عين ثابت تابع همان اسم بر او گردد .

در سرّ اختلاف انبيا در نبوّت

پس انسان كامل در تحت اسم جامع اعظم كشف مطلق اعيان ثابته و لوازم آن ازلا و ابدا بر او گردد ، و كشف حالات و استعداد موجودات و كيفيت سلوك و نقشهء وصول آنها بر او گردد ، و خلعت خاتميت و نبوت ختمى ، كه نتيجهء كشف مطلق است ، بر قامت زيباى مستقيمش راست آيد . و ديگر پيغمبران هر يك به مناسبت
هامش
( 1 ) امثال و حكم ، دهخدا ، ج 1 ، ص 537 .
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 591 | السيد الخميني