تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 590

مساهمون:

ص٥٩٠
به حجب نورانيه و ظلمانيه تعبير شده : إن للّه سبعين ألف حجاب من نور و ظلمة [ 1 ] . يعنى انوار وجود و ظلمات تعين ، يا انوار ملكوت و ظلمات ملك ، يا ادناس ظلمانيهء تعلقات نفسانيه و انوار طاهرهء تعلقات قلبيه . و از اين هفتاد هزار حجب نوريه و ظلمانيه گاهى به طريق جمع تعبير به هفت حجاب شده ، چنانچه در خصوص تكبيرات افتتاحيه از ائمهء اطهار وارد است كه در خرق هر حجابى تكبيرى فرموده . [ 2 ] و در موضوع سجده به تربت حسينيه ، روحى له الفداء ، است كه سجدهء بر آن خرق حجب سبع كند . [ 3 ] و عارف مشهور گويد :
« هفت شهر عشق را عطّار گشت * ما هنوز اندر خم يك كوچه‌ايم » [ 4 ]
و در انسان صغير به « لطايف سبعه » تعبير شده . [ 5 ] و گاهى به سه حجاب كلى عدد آن را رساندند : [ 6 ] در آفاق به « عوالم ثلاثه » [ 7 ] ، و در انفس به « مراتب ثلاثه » [ 8 ] تعبير كرده‌اند . و گاهى به طريق توسط به هزار منزل معروف پيش سايرين ، و به اعتبارى به صد منزل ، و به اعتبارى به ده منزل تقسيم نموده‌اند . [ 9 ] و شيخ عارف كامل شاه‌آبادى ، دام ظلّه ، براى هر منزلى از منازل سايرين ده بيت مقرر مىداشت ، با اسلوب بديعى كه مجموع هزار بيت مىشد به آن ترتيب . و حضرت إبراهيم خليل الرحمن ، عليه السلام ، در آن سير روحانى ، كه حق تعالى از آن حكايت مىفرمايد ، منازل را به سه مقام تعبير فرموده ، و از يكى به « كوكب » ، و ديگرى به « قمر » ، و سومى به « شمس » تعبير فرموده . [ 10 ] و بالجمله ، مبدأ سفر روحانى بيت مظلمهء نفس است ، و منازل آن مراحل و مراتب آفاق و انفس است ، و غايت آن ذات مقدس حق است به جميع اسماء و صفات در ابتداى امر براى انسان كامل ، و مضمحلا فيه الاسماء و الصفات در آخر امر ، و اسمى و صفتى و تعينى از اسماء و صفات و تعينات است براى غير آن . و پس از آنكه انسان سالك قدم بر فرق انيّت و انانيّت خود گذاشت و از اين بيت خارج شد و در طلب مقصد اصلى و خداجويى منازل و مراحل تعينات را سير كرد و قدم بر فرق هر يك گذاشت و حجب ظلمانيه و نورانيه را خرق نمود و دل از همهء موجودات و كائنات بركند و بتها را از كعبهء دل به يد ولايت مآبى فرو ريخت و كواكب و اقمار و شموس از افق قلبش افول كردند و وجههء دلش يك رو و يك جهت بىكدورت تعلق به غير ، الهى شد و حال قلبش
وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذي فَطَرَ السَّمواتِ وَ الأرْضَ
[ 11 ] شد و فانى در اسماء و ذات و افعال گرديد ، پس در اين حال از خود
هامش
[ 1 ] « خدا را هفتاد هزار حجاب نورانى و ظلمانى هست . » بحار الأنوار ، ج 55 ، ص 45 ، « كتاب السماء و العالم » ، باب 5 ، حديث 13 . [ 2 ] هشام بن الحكم ، عن أبي الحسن ( ع ) أنّه روى لذلك علّة أخرى . و هي ، أنّ النّبى ( ص ) لما أسرى به إلى السّماء ، قطع سبع حجب ، فكبّر عند كلّ حجاب تكبيرة ، فأوصله اللّه عزّ و جلّ بذلك إلى منتهى الكرامة . ( هشام بن حكم نقل مىكند كه امام هفتم ( ع ) براى آن دليل ديگرى گفت : حضرت فرمود : « وقتى كه پيامبر ( ص ) به معراج برده شد ، هفت حجاب را خرق كرد و نزد هر حجابى تكبير گفت ، پس به اين سبب خداوند او را به منتهاى كرامت رسانيد . » وسائل الشيعه ، ج 4 ، ص 772 ، « كتاب الصلاة » ، باب 7 از « ابواب تكبيرة الاحرام » ، حديث 5 . [ 3 ] محمّد بن الحسن في المصباح ، بإسناده عن معاوية بن عمّار قال : كان لأبي عبد اللّه ( ع ) . خريطة ديباج صفراء فيها تربة أبي عبد اللّه ( ع ) فكان إذا حضرته الصّلاة ، صبّه على سجّادته و سجد عليه . ثمّ قال ( ع ) : إنّ السّجود على تربة أبي عبد اللّه ( ع ) يخرق الحجب السّبع . ( شيخ طوسى با سند خود از معاوية بن عمّار روايت كرده كه امام صادق ( ع ) كيسهء ديباى زرد رنگى داشت كه در آن تربت امام حسين ( ع ) بود . چون وقت نماز مىرسيد ، آن را بر سجادهء خود مىنهاد و بر آن سجده مىكرد . مىفرمود : « سجده بر تربت امام حسين ( ع ) حجابهاى هفتگانه را خرق مىكند . » ) وسائل الشيعة ، ج 3 ، ص 608 ، « كتاب الصلاة » ، باب 16 از « ابواب ما يسجد عليه ، » حديث 3 . [ 4 ] اين شعر منسوب به مولوى است ولى برخى آن را از عبد الرحمن جامى مىدانند . [ 5 ] مرحوم شاه‌آبادى ( ره ) هفت لطيفهء وجود آدمى را چنين شماره كرده‌اند : نفس ، عقل ، قلب ، روح ، سرّ ، خفى ، اخفى رشحات البحار ، « كتاب الإنسان و الفطرة » ، ص 177 . [ 6 ] مراد حجاب آيات اسماء و صفات است . ارجاع به متن . [ 7 ] عوالم ثلاثه عبارت‌اند از عالم طبيعت ، عالم مثال ، عالم عقل ، ملا صدرا دليل انحصار عوالم را به سه ، انقسام موجود « محسوس » ، و « متخيّل » و « معقول » مىداند . شواهد الربوبية ، ص 320 . [ 8 ] اشاره است به مرتبهء ظاهر نفس كه مرتبهء ظهور نفس در بدن مىباشد و مرتبهء برزخ نفس كه مرتبهء تجرّد مثالى و قواى باطن است و مرتبهء عقل كه تجرّد كامل باشد . [ 9 ] خواجه عبد اللّه انصارى در مقدّمه منازل السائرين ، مىنويسد : « ابو بكر كتانى ميان بنده و حق هزار مقام از نورانى و ظلمانى قرار داده ، و من آن مقامات را به صد مقام ، كه به ده قسم منقسم شود ، باز آورم و يك بيك شرح دهم . » [ 10 ] اشاره است به آيات 77 تا 79 سورهء « انعام » :فَلَمّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأْى كَوْكَباً قالَ هذا رَبّي فَلَمّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الآفِلينَ فَلَمّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبّي فَلَمّا أَفَلَ قالَ لَئن لَمْ يَهْدِني رَبّي لَأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضّالّينَ ، فَلَمّا رأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبّي هذا اكْبَرُ فَلَمّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إنّي بَرىٌ مِمّا تُشْرِكُونَ .( چون شب بر او ظلمت افكند ، ستاره‌اى بديد ، « گفت اين پروردگار من است . » پس چون غروب كرد ، گفت : « من غروب كنندگان را دوست ندارم . » پس آن گاه كه دميدن ماه را ديد ، گفت : « اين پروردگار من است . » پس چون فرو شد ، گفت : « اگر پروردگارم مرا هدايت نكند ، از گروه گمراهان خواهم بود . » پس چون سر زدن خورشيد را ديد ، گفت : « اين پروردگار من است ، اين بزرگتر است . » پس چون غروب كرد ، گفت : « اى قوم ، من از آنچه شريك خدا قرار مىدهيد بيزارم . ) [ 11 ] « به سوى كسى روى كردم كه آسمان‌ها و زمين را آفريد . » ( انعام - 80 ) .
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 590 | السيد الخميني