كند آنها را به قواى روحانى ، پس سمع و بصر او سمع و بصر روحانى گردد ، و با آن سمع كلمات ملائكه را بشنود . و به واسطهء موت آن سمع و بصر ضعف پيدا نكند ، و در قبر با آن سمع روحانى و بصر روحانى سؤال و جواب واقع شود ، و در قيامت به واسطهء اين سمع و بصر روحانى داراى سمع و بصر است . به خلاف آنهايى كه داراى اين سمع و بصر نيستند ، كور و كر محشور گردند . و به واسطهء اين اعطا و عطيّه حق تعالى فرموده : كنت سمعه الّذى يسمع به . . . الحديث . « 1 » و اين كلام از ايشان خالى از غرابت نيست .
تتمه
شيخ اجلّ بهائى [ فرمايد ] كه « اين حديث شريف صريح است در اينكه واجبات افضل است از مستحبات . و اشكال در حديث [ كه ] نفى افضليت غير واجب را فرموده ، و اين ملازم با افضليت واجب نيست ، زيرا كه ممكن است مساوى باشد ، مدفوع است به اينكه اين نحو تركيب دلالت بر افضليت دارد در اكثر لغات . و شيخ شهيد ، رضوان اللّه عليه ، استثنا فرموده است از اين كليت مواردى را :
يكى ، ابرا دين است كه افضل است از انظار و مهلت دادن معسر ، با آنكه اوّل مستحب است و دوم واجب . دوم ، ابتدا به سلام است ، كه از ردّ آن افضل است .
سوم ، اعادهء منفرد است نماز را به جماعت ، الى غير ذلك . » انتهى . « 2 » و بعضى در هر يك مناقشه نمودند كه ذكر آن چندان لزوم ندارد .
و بايد دانست كه ظاهر حديث شريف آن است كه واجبات از مستحبات افضل است گرچه از سنخ هم نباشند ، مثلا ردّ سلام واجب افضل است از حج مندوب و بناى مدرسهء عظيمه و زيارت رسول اللّه . و اين گرچه به نظر قدرى بعيد مىآيد ، و لهذا مرحوم مجلسى ، رحمه اللّه ، فرموده ممكن است اختصاص داد به مسانخ هم ، « 3 » ولى بعد از آنكه دليل دلالت بر آن كرد ، به مجرد استبعاد نتوان چنين گفت .
و ممكن است دعوى انصراف فريضه را به فرايض تعبديهء محضه كرد ، مثل نماز و روزه و حج و زكات و امثال آن ، نه فرايض ديگر ، از قبيل انظار معسر و ردّ سلام و غير آن . گر چه اين نيز خالى از تأمل نيست . و الحمد للّه أوّلا و آخرا .
هامش
( 1 ) مرآة العقول ، ج 10 ، ص 392 . « كتاب ايمان و كفر » ، « باب من اذى المسلمين . » ، حديث 8 .
( 2 ) اربعين ، حديث 35 ، ص 302 .
( 3 ) مرآة العقول ، ج 10 ، ص 383 . « كتاب ايمان و كفر » ، « باب من اذى المسلمين » ، حديث 7 .