تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
صرف وقت در بيان حقيقت آن و اختلاف اصطلاحات و بيان مراتب قلوب و درجات آن خارج از وظيفهء اين اوراق [ است ] ، و براى ما نيز چندان مفيد نيست ، پس بهتر آن است كه به همان اجمال كه در اخبار شريفه از آن گذشته است ما نيز بگذريم ، و آنچه براى ما لازم است و مهم آن را ذكر نماييم . بايد دانست كه در اصلاح « قلب » كوشيدن ، كه صلاح و فساد آن سرمايهء سعادت و شقاوت است ، لازمتر است از تفتيش حقيقت آن نمودن ، و اصطلاحات رايجه را درست كردن ، [ 1 ] بلكه بسا شود كه انسان به واسطهء شدت توجه به اصطلاحات و فهم كلمات و غور در اطراف آن از قلب خود به كلى غافل شود و از اصلاح آن باز ماند ، در مقام شرح حقيقت و ماهيت « قلب » و اصطلاحات حكما و عرفا استادى كامل شود ، ولى قلب خودش ، نعوذ باللّه ، از قلوب منكوسه يا مطبوعه باشد ، مثل كسى كه از خواص و آثار ادويهء مضره و نافعه مطلع باشد و شرح هر يك را خوب بدهد ، ولى از ادويهء مضره احتراز نكند و از مفيده به كار نبرد ، ناچار چنين شخصى با همهء علم دواشناسى به هلاكت رسد و اين علم موجب نجات او نشود . ما در سابق ذكر كرديم « 1 » كه علوم مطلقا عملى هستند ، حتى علوم معارف كه يك نحوه عملى در آنها نيز هست ، و اكنون گوييم كه علم احوال قلوب و كيفيت صحت و مرض و صلاح و فساد آن از علومى است كه صرفا مقدمهء عمل و طريق علاج و اصلاح آن است و ادراك و فهم آن از كمالات انسانيه به شمار نيايد . پس ، انسان بايد عمدهء توجه و اصل مقصدش اصلاح قلب و اكمال آن باشد تا به كمال سعادت روحانى و درجات عاليهء غيبيه نائل شود . و اگر از اهل علوم و دقايق و حقايق نيز هست ، در ضمن سير در آفاق و انفس عمدهء مطلوبش به دست آوردن حالات نفسانيهء خود باشد ، كه اگر از مهلكات است به اصلاح آن پردازد ، و اگر از منجيات است به تكميل آن بكوشد .
هامش
[ 1 ] بدان كه مقصود از اين بيان اين نيست كه علم اخلاق و منجيات و مهلكات نفس لازم نيست ، بلكه مقصود آن است كه آن علم را صرفا بايد مقدمهء عمل دانست نه آنكه آن را مستقل دانسته صرف عمر در جمع آورى اصطلاحات كرد و از مقصد باز ماند . ( منه عفى عنه ) . ( 1 ) ص 413 .