حقايق عبادات است ، و متصور شدن باطن ذات و قلب است به صورت عبادت . و در حديث است كه « على ، عليه السلام ، نماز مؤمنين و روزهء آنان است . » [ 1 ]
در بيان آنكه عبادت در جوان تأثير كند
و اين تأثر قلبى و تصور باطنى در ايام جوانى بهتر حاصل شود ، زيرا كه قلب جوان لطيف و ساده است و صفايش بيشتر است و واردات آن كمتر و تزاحمات و تراكمات در آن كمتر است ، پس شديد الانفعال و كثير القبول است . بلكه هر خلق زشت و زيبايى در قلب جوان بهتر داخل شود و شديدتر و زودتر از آن متأثر و منفعل گردد . و بسيار اتفاق افتد كه حق يا باطل يا زشت يا زيبا را به مجرد معاشرت با اهل آن بدون دليل و حجت قبول نمايد . پس ، بر جوانها لازم است كه كيفيت معاشرت و مؤانست خود را ملتفت باشند و از معاشر بد اجتناب كنند ، گرچه دل آنها محكم به ايمان باشد . بلكه معاشرت با تباهكاران و اهل خلق و عمل بد براى نوع طبقات ضرر دارد ، و هيچكس نبايد از خود مطمئن باشد و به ايمان يا اخلاق و اعمال خود مغرور گردد ، چنانچه در احاديث شريفه نهى از معاشرت با اهل معاصى شده . « 1 »
در آداب قرائت است
و بالجمله ، مطلوب در قرائت قرآن كريم آن است كه در قلوب صورت آن نقش بندد ، و اوامر و نواهى آن تأثير كند ، و دعوات آن جايگزين شود . و اين مطلوب حاصل نشود مگر آنكه آداب قرائت ملحوظ شود . مقصود از آداب آن نيست كه پيش بعض قرّاء متداول شده است كه تمام همّ و همت منصرف به مخارج الفاظ و تأديهء حروف شود ، به طورى كه علاوه بر آنكه از معنى و تفكر در آن به كلى غافل شويم ، منجر به آن شود كه تجويد آن نيز باطل گردد ، بلكه كثيرا كلمات از صورت اصليهء خود به صورت ديگر منقلب شود و ماده و صورت آن تغيير كند . و اين يكى از مكايد شيطان است كه انسان متعبد را تا آخر عمر به الفاظ قرآن سرگرم مىكند ، و از سرّ نزول قرآن و از حقيقت اوامر و نواهى و دعوت به معارف حقه و اخلاق حسنهء آن به كلى غافل مىكند . تازه بعد از پنجاه [ سال ] قرائت معلوم شود كه از شدت تغليظ و تشديد در آن ، از صورت كلام به كلى خارج شده و يك صورت غريبى پيدا كرده ! بلكه مقصود آدابى است كه در شريعت مطهره منظور شده است ، كه اعظم و عمدهء آنها تفكر و تدبر و اعتبار به آيات آن است ، چنانچه سابقا اشاره شد .
هامش
[ 1 ] عن داود بن كثير قال : قلت لابى عبد اللّه ( ع ) : أنتم الصّلاة في كتاب اللّه عزّ و جلّ و أنتم الزّكاة و أنتم الحجّ ؟
فقال : يا داود نحن الصّلاة في كتاب اللّه عزّ و جلّ و نحن الزّكاة و نحن الصّيام و نحن الحجّ . . . داود بن كثير مىگويد به امام صادق ( ع ) عرض كردم : شما نماز در كتاب خدا هستيد و شما زكات و شما حج مىباشيد ؟ پس پاسخ دادند : اى داود ما نماز در كتاب خدا هستيم و ما زكات و روزه و ما حج هستيم . بحار الانوار ، ج 24 ، ص 303 ، « كتاب الامامة » ، « باب أنّهم الصلاة و الزكاة . » ، حديث 14 .
( 1 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 639 - 642 ، « كتاب العشرة » ، « باب من تكره مجالسته و مرافقته » ، حديث 1 - 3 ، 6 - 7 ، 10 .