هستند ، و صرف آنها را بر خلاف رضاى حق خيانت است ، و متوجه نمودن قلب را به غير حق از جملهء خيانتهاست :
« اين جان عاريت كه به حافظ سپرده دوست * روزى رخش ببينم و تسليم وى كنم »
يا آنكه مراد از خيانت همان معناى متعارف آن باشد ، و از شدت اهميت آن آن را تخصيص به ذكر دادهاند . گويى تمام حقيقت ورع اجتناب از خيانت در امانت است . و اگر كسى اخبار معصومين ، عليهم السلام ، [ را ] در موضوع ردّ امانت و اجتناب از خيانت ملاحظه كند ، مىفهمد كه اين معنى چه قدر در نظر شارع مقدس اهميت داشته ، علاوه بر آنكه قبح ذاتى آن بر هيچ عقلى مخفى نيست ، و خائن را از زمرهء جنس انسانى بايد خارج شمرد و ملحق به ارذل شياطين نمود . و معلوم است كسى كه به خيانت و نادرستى در بين مردم معرفى شد ، در اين عالم نيز زندگانى بر او سخت و ناگوار خواهد شد .
نوع انسان در دنيا با معاونت و معاضدت بعضى با بعضى زندگانى راحت مىتواند بكند ، زندگانى انفرادى براى هيچ كس ميسور نيست ، مگر آنكه از جامعهء بشريت خارج شده به حيوانات وحشى ملحق گردد ، و زندگانى اجتماعى چرخ بزرگش بر اعتماد مردم به يكديگر مىچرخد ، كه اگر خداى نخواسته اعتماد از بنى الانسان برداشته شود ، ممكن نيست بتوانند با راحتى زندگانى كنند ، و پايهء بزرگ اعتماد بر امانت و ترك خيانت گذاشته شده است . پس ، شخص خائن مورد اطمينان نيست و از مدنيت و همعضوى جامعهء انسانيه خارج است ، و او را در محفل مدينهء فاضله به عضويت نمىپذيرند . و معلوم است چنين شخصى با چه حالت سخت و زندگى تنگى زيست مىنمايد . و ما در اين باب براى تتميم فايده چند حديثى از اهل بيت عصمت در اين موضوع ذكر مىنماييم ، و براى دلهاى بيدار و چشمهاى باز همين اندازه كفايت مىكند .
محمّد بن يعقوب بإسناده عن أبي عبد اللّه ، عليه السّلام ، قال : لا تنظروا إلى طول ركوع الرّجل و سجوده ، فإنّ ذلك شيء اعتاده ، فلو تركه استوحش لذلك ، و لكن انظروا إلى صدق حديثه و أداء أمانته . « 1 » « فرمود حضرت صادق ، عليه السلام : نظر نكنيد به طول ركوع و سجود مرد ، زيرا كه اين چيزى است كه عادت نموده است به آن ، اگر تركش كند به وحشت
هامش
( 1 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 105 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب الصدق و أداء الأمانة » ، حديث 12 .