دانست آن است كه ورع از محارم اللّه پايه تمام كمالات معنويه و مقامات اخرويه است ، و از براى هيچ كس مقامى حاصل نشود ، مگر به ورع از محارم اللّه . و قلبى كه داراى ورع نباشد ، به طورى زنگار و كدورت او را فرو مىگيرد كه اميد نجات بسا باشد كه از آن منقطع گردد . صفاى نفوس و صقالت آنها به ورع است . و اين منزل براى عامه مهمترين منازل است ، و تحصيل آن از مهمات مسافر طريق آخرت است . و فضيلت آن به حسب اخبار اهل بيت عصمت ، عليهم السلام ، بيش از آن است كه در اين اوراق مذكور گردد . و ما به ذكر بعض احاديث در اين باب اكتفا مىكنيم و طالب بيشتر به كتب اخبار رجوع نمايد .
كافى بإسناده عن أبي عبد اللّه ، عليه السّلام ، قال : أوصيك بتقوى اللّه ، و الورع ، و الاجتهاد . و اعلم أنّه لا ينفع اجتهاد لا ورع فيه . « 1 » فرمود حضرت صادق ، عليه السلام به راوى : « وصيت مىكنم تو را به پرهيزگارى و ورع ، و جدّيت در عبادت . و بدان كه جديت در عبادت فايده ندارد در صورتى كه ورع در آن نباشد . » و به اين مضمون باز روايت است . « 2 » و اين دليل بر آن است كه عبادات بدون ورع از درجهء اعتبار ساقط است . و معلوم است نكتهء بزرگ عبادات ، كه انقياد نفس و ارتياض آن است و قهر ملكوت است بر ملك و طبيعت ، بدون ورع شديد و پرهيزگارى كامل حاصل نشود نفوسى كه مبتلاى به معاصى خدا هستند ، نقشى در آنها صورت نگيرد و نقاشى بيفايده است . تا صفحه را از كدورات و كثافات پاك و صاف نكنى ، نقاشى نتوان كرد . پس ، عبادات ، كه صورت كماليهء نفس است ، بدون صفاى نفس از كدورت معاصى فايدهاى نكند ، و صورتى است بيمعنى و قالبى است بيروح .
و بإسناده عن يزيد بن خليفة ، قال و عظنا أبو عبد اللّه ، عليه السّلام ، فأمر و زهّد ، ثمّ قال : عليكم بالورع ، فإنّه لا ينال ما عند اللّه إلّا بالورع . « 3 » راوى گويد : « موعظه فرمود ما را جناب صادق ، عليه السلام ، و فرمايشاتى فرمود و دعوت به زهد دنيا كرد ، و پس از آن فرمود : « بر شما باد به ورع ، زيرا كه نيل نشود آنچه نزد خداوند است مگر به ورع . » پس به حسب اين حديث شريف ، انسانى كه ورع ندارد از كراماتى كه حق تعالى وعده به بندگان فرموده محروم است .
و اين از بزرگترين خذلانها و شقاوتهاست .
هامش
( 1 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 78 ، « كتاب ايمان و كفر » ، باب الورع ، حديث 11 .
( 2 ) منبع پيشين ، حديث 1 ، 3 - 4 .
( 3 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 76 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب الورع » ، حديث 3 .