تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
و در وسائل سند به حضرت باقر ، عليه السلام ، رساند أنّه قال : لا تنال ولايتنا إلّا بالعمل و الورع . « 1 » فرمود : ولايت ما نرسد مگر با عمل و ورع . و در روايت ديگر است كه حضرت صادق ، عليه السلام ، فرمايد : « نيست از شيعيان ما كسى [ كه ] در شهرى كه داراى صد هزار جمعيت است از او با ورعتر باشد . » [ 1 ] و در كافى شريف نيز بدين مضمون روايت شده است . « 2 » و بايد دانست كه به حسب روايات شريفه ، ميزان در كمال ورع اجتناب از محارم اللّه است ، و هر كس اجتناب از محرّمات الهيه كند از ورع‌دارترين مردم به شمار آيد . پس ، اين امر را شيطان در نظرت بزرگ نكند و تو را مأيوس ننمايد ، زيرا كه از عادت آن ملعون است كه انسان را از راه يأس به شقاوت ابدى مىاندازد . مثلا در اين باب مىگويد : چه طور ممكن است در شهرى كه داراى صد هزار جمعيت يا بيشتر است انسان از تمام آنها بيشتر ورع داشته باشد ! اين از مكايد آن لعين و وساوس نفس امّاره است . جواب آن اين است كه به حسب روايات هر كس از محرّمات الهيه اجتناب كند مشمول اين روايات است و از زمرهء ورعناكترين مردم به شمار مىآيد . و اجتناب محرّمات الهيه كار بسيار مشكلى نيست ، بلكه انسان با جزئى رياضت نفس و اقدام مىتواند ترك جميع محرّمات كند . البته انسان بخواهد اهل سعادت و نجات باشد و در تحت ولايت اهل بيت و مشمول كرامت حق تعالى باشد ، و تا اين اندازه هم صبر در معصيت نداشته باشد ، نمىشود ، لا بد قدرى پافشارى و تحمل و ارتياض لازم است .

تتميم در بيان مفاسد خيانت و حقيقت امانت

در اين مقام نكته‌اى است كه اشاره به آن لازم است . و آن اين است كه جناب رسول اكرم ، صلّى اللّه عليه و آله ، بعد از وصيت به ورع ، تفريع فرموده است به آن عدم جرئت بر خيانت را ، با آنكه ورع راجع به مطلق محرّمات است ، يا اعم از آن چنانچه شنيدى . پس يا بايد خيانت را به يك معنى اعمّى از متفاهم عرفى آن معنى كرد تا مطابق با ورع گردد ، و آن آن است كه بايد مطلق معاصى را يا مطلق ارتكاب موانع سير إلى اللّه را خيانت شمرد ، زيرا كه تكاليف الهيه امانات حق هستند ، چنانچه در آيه شريفهء :
إنّا عَرَضْنَا الأمانَةَ عَلَى السَّمواتِ وَ الأرْضِ . . .
الآية [ 2 ] بعض مفسرين تكاليف الهيه دانسته‌اند ، [ 3 ] بلكه تمام اعضا و جوارح و قوا امانات حق
هامش
[ 1 ] عن أبي عبد اللّه ( ع ) قال : يا عيسى بن عبد اللّه ، ليس منّا و لا كرامة من كان في مصر فيه مأة ألف أو يزيدون و كان في ذلك المصر أحد أورع منه . وسائل الشيعة ، ج 11 ، ص 195 « كتاب الجهاد » ، باب 30 از « ابواب جهاد النفس » ، حديث 14 . [ 2 ] « ما اين امانت را بر آسمان‌ها و زمين و كوهها عرضه داشتيم و از برداشتن آن باز ايستادند و بيم كردند و انسان آن را برداشت كه او بسيار ستمگر و نادان بود . » ( احزاب - 72 ) [ 3 ] صاحب مجمع البيان در تفسير آيهء 72 سورهء « احزاب » اين قول را از ابن عباس و مجاهد نقل مىكند . ( 1 ) وسائل الشيعة ، ج 11 ، ص 196 ، « كتاب الجهاد » ، باب 20 ، از « أبواب جهاد النفس » ، حديث 17 . ( 2 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 78 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب الورع » ، حديث 10 .
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 475 | السيد الخميني