عنف و فشار و سختى و زحمت منتقل كنند . و حسرتهايى در دل آنهاست در اين حال كه به اندازه درست نيايد .
و از اين بيان معلوم شد كه انسان در وقت معاينه و احتضار ، معاينهء آنچه در خود بوده و از آن مطلع نبوده مىنمايد . و بذر اين معاينه را خود در مملكت وجود خود نموده . حيات دنيايى پردهء ساترى بود به روى معايب ما و حجابى بود براى اهل معارف ، اين پرده كه برداشته شد و اين حجاب كه خرق شد ، انسان آنچه كه در خود بود و خود تهيه كرده بود ، نمونهاى از آن را شهود مىكند . انسان در عوالم ديگر از عذاب و عقاب جز آنچه خود در اين عالم تهيه كرده نخواهد ديد ، و هر چه در اين عالم از اعمال صالحه و اخلاق حسنه و عقايد صحيحه داشته ، در آن عالم صورت آن را به عيان ببيند با كرامتهاى ديگرى كه حق به تفضل خويش به او عنايت فرمايد . در ذيل آيهء شريفهء
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ . . .
الآيه « 1 » در صافى از مجمع نقل مىكند كه از حضرت امير ، عليه السلام ، حديث مىكند كه هي أحكم آية في القرآن ، و كان رسول اللّه [ صلّى اللّه عليه و آله ] يسمّيها « الجامعة » [ 1 ] پس بايد دانست كه اگر در اين عالم محبت به حق تعالى و اولياى او پيدا كنيم و طوق اطاعت آن ذات مقدس را بر گردن نهيم و وجههء قلب را الهى و ربّانى كنيم ، در وقت معاينه عين حقيقت با صورت جميله بر ما ظاهر گردد . و به عكس ، اگر وجههء قلب دنيايى شد و از حق منصرف شد ، كم كم ممكن است تخم عداوت حق و اوليا در آن كشته شود ، و در وقت معاينه اين عداوت شدت كند و آثار غريبهء موحشه از آن بروز كند ، چنانچه شنيدى .
پس ، از مهمات امور مواظبت به اين امر است كه انسان حالت قلب را الهى كند و وجههء آن را به جانب حق و اولياى او و دار كرامت او متوجه كند ، و اين با تفكر در آلاء و نعماى ذات مقدس و مواظبت به اطاعت و عبادت البته حاصل مىشود ، ولى انسان بايد اعتماد بر نفس و اعمال خود نكند ، و در هر حال ، خصوصا در خلوات ، با تضرع و زارى از حق تعالى بخواهد كه محبت خودش را در دلش القاء فرمايد و قلبش را به نور معرفت و محبتش روشنى بخشد ، و محبت دنيا و غير خودش را از دلش بيرون كند . البته اين دعا در اوّل امر بيمغز و محض لقلقهء لسان است ، زيرا كه با محبت مفرط به دنيا خواهش زوال آن جدا مشكل است ، ولى پس از مدتى تفكر و مواظبت و به دل فهماندن نتايج حسنهء محبة اللّه و نتايج سيّئه حب دنيا را ، اميد است كه حقيقت پيدا كند ان شاء اللّه .
هامش
[ 1 ] « اين آيه محكمترين آيهء قرآن است ، و پيغمبر آن را « جامعه » مىخواند » در تفسير صافى ، ( در تفسير آيهء 7 « زلزال » ) اين حديث را به « قيل » نسبت داده ، و در مجمع ( در تفسير همين آيه ) از عبد اللّه بن مسعود نقل كرده است .
( 1 ) ( زلزال - 8 - 9 ) .