تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
« علوم » را آن دانيم كه در تحت نظر و فكر و برهان درآيد و قدم « فكر » در آن دخيل باشد ، و مكاشفات و مشاهدات گاهى نتايج علوم حقيقيه است و گاهى نتايج اعمال قلبيه . بالجمله ، مشاهدات و مكاشفات و تحقق به حقايق اسماء و صفات در تقسيمات علوم نبايد داخل شوند ، بلكه [ مكاشفه ] وادى ديگر و علوم وادى ديگرند . و الامر سهل .

فصل

بدان كه بسيارى از علوم است كه بر تقديرى داخل يكى از اقسام ثلاثه است كه رسول اكرم ، صلّى اللّه عليه و آله ، ذكر فرمودند ، مثل علم طبّ و تشريح و نجوم و هيئت ، و امثال آن ، در صورتى كه نظر آيت و علامت به سوى آنها داشته باشيم ، و علم تاريخ و امثال آن ، در صورتى كه با نظر عبرت به آنها مراجعه كنيم . پس ، آنها داخل شوند در « آيهء محكمه » كه به واسطهء آنها علم به اللّه يا علم به معاد حاصل يا تقويت شود . و گاه شود كه تحصيل آنها داخل در « فريضهء عادله » و گاه داخل در « سنّت قائمه » شود . و اما اگر تحصيل آنها براى خود آنها با استفادات ديگرى باشد ، پس اگر ما را از علوم آخرت منصرف نمودند ، به واسطهء اين انصراف بالعرض مذموم شوند ، و الا ضرر و نفعى ندارند ، چنانچه رسول اكرم ، صلّى اللّه عليه و آله ، فرمودند . پس كليهء علوم تقسيم شوند به سه قسمت : يكى آنكه نافع به حال انسان است به حسب احوال نشآت ديگر كه غايت خلقت وصول به آن است . و اين قسمت همان است كه جناب ختمى مرتبت « علم » دانسته و آن را به سه قسمت تقسيم فرمودند . و ديگر آنكه ضرر مىرساند به حال انسان و او را از وظايف لازمهء خود منصرف مىكند . و اين قسم از علوم مذمومه است كه نبايد انسان پيرامون آنها گردد ، مثل علم سحر و شعبده و كيميا و امثال آن . و سوم آنكه ضرر و نفعى ندارد ، مثل آنكه فضول اوقات را انسان به واسطهء تفريح صرف بعضى آنها كند ، مثل حساب و هندسه و هيئت و امثال آن . و اين قسمت از علوم را اگر انسان بتواند تطبيق با يكى از علوم ثلاثه نمايد خيلى بهتر است ، و الا حتى الامكان اشتغال پيدا نكردن به آنها خوب است ، زيرا كه انسان عاقل پس از آنكه فهميد كه با اين عمرهاى كوتاه و وقت كم و موانع و حوادث بسيار نمىتواند جامع جميع علوم و حائز همه فضايل شود ، بايد فكر كند كه در علوم كدام يك به حال او نافعتر است و خود را به آن مشغول كند و تكميل آن نمايد . و البته در بين علوم آنچه كه به حال حيات ابدى و زندگانى
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 396 | السيد الخميني