خداوند ما و او را بيامرزد . اين شخص اظهار دعا و تالم و دوستى و رفاقت مىكند و غيبت خود را با اين امور انجام مىدهد . و خداوند از خبث باطن و فساد نيت او مطلع است . و او به واسطهء جهل خود نمىداند كه غضب حق نسبت به او بيشتر است از جهّال كه متجاهر به غيبت هستند .
و از اقسام خفيهء غيبت ، گوش كردن به آن است از روى تعجب ، زيرا كه او اظهار تعجب مىكند كه نشاط مغتاب زياده گردد در غيبت و او را وادار به غيبت مىكند به تعجب . مثلا مىگويد : من تعجب مىكنم از اين حرف ! من تا كنون نمىدانستم آن را ! من از فلانى اين كار را نمىدانستم ! مىخواهد تصديق كند با اين كلمات مغتاب را و از او طلب زيادت كند با لطايف ، با آنكه تصديق غيبت نيز غيبت است و گوش كردن به آن ، بلكه سكوت كردن در وقت شنيدن آن ، غيبت است . » - انتهى ترجمة كلامه « 1 » ، رفع مقامه .
و گاه شود كه عناوين ديگر بر غيبت نيز افزوده شود و بر فساد و قبح و عقاب آن افزوده گردد ، مثل آنكه شخص مغتاب در پيش روى آن كس كه غيبت او را كند اظهار دوستى كند و مدح و منقبت از او كند . و اين از مراتب نفاق و دورويى و دو زبانى است كه در اخبار از آن مذمت بليغ شده است . ففي الكافى الشّريف بإسناده عن أبي عبد اللّه ، عليه السّلام ، قال : من لقي المسلمين بوجهين و لسانين جاء يوم القيامة و له لسانان من نار . « 2 » فرمايد : « كسى كه ملاقات كند مسلمانان را با دو رو و با دو زبان ، بيايد در روز قيامت و حال آنكه از براى او دو زبان است از آتش . » اين است صورت اين عمل قبيح و نتيجهء اين نفاق در عالم آخرت . پناه مىبرم به خداى تعالى از شرّ زبان و نفس امّارهء خود . و الحمد للّه أوّلا و آخرا .
هامش
( 1 ) كشف الريبة في احكام الغيبة ، ص 8 - 9 ، « در اقسام غيبت » .
( 2 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 343 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب ذى اللسانين » ، حديث 1 .