اشخاصى كه احتراز از هتك مستور و از كشف اعراض و سراير مردم كنند ، و غير آنها . حتى خود مغتاب نيز شخص محترز از اين امور را از خود ممتاز داند ، فطرة و عقلا . اگر كار را از حد گذراند و پردهء ناموس اعراض مردم را دريد ، خداوند او را در همين عالم رسوا مىكند . چنانچه در روايت اسحاق بن عمّار ، كه سبق ذكر يافت ، « 1 » مذكور است . و بايد انسان بترسد از آن رسوايى كه به دست حق تعالى واقع شود كه جبران پذير نخواهد بود . پناه مىبرم به خداوند از غضب حليم . بلكه ممكن است هتك حرمات مؤمنين و كشف عورات آنها انسان را منتهى به سوء عاقبت كند ، زيرا كه اگر اين عمل در انسان ملكه شد ، تأثيراتى در نفس دارد كه يكى از آنها اين است كه توليد بغض و عداوت مىكند نسبت به صاحبش ، و كم كم زياد مىشود . و ممكن است اين بغض و عداوت باعث شود كه در وقت مردن كه كشف بعض حقايق بر انسان شود و معاينهء بعض عوالم را كرد و پردهء ملكوت برداشته شد ، انسان به واسطهء رؤيت مقامات آنها و اكرام و اعظام حق تعالى از آنها به حق تعالى بغض پيدا كند : انسان بالجمله دشمن دوست دشمن است ، و مبغض محبّ مبغوض است ، پس ، با دشمنى حق و ملائكهء او ، از اين عالم منتقل شده به خذلان ابدى و شقاوت دائمى رسد .
عزيزم ، با بندگان خدا ، كه مورد رحمت و نعمت او هستند و مخلّع به خلعت اسلام و ايماناند ، دوستى پيدا كن و محبت قلبى داشته باش . مبادا به محبوب حق دشمنى داشته باشى كه حق تعالى دشمن دشمن محبوب خود است ، و تو را از ساحت رحمت خود طرد مىكند . و بندگان خاص خدا در بين بندگان مخفى هستند ، و معلوم نيست اين دشمنى تو و هتك ستر و كشف عورت اين مؤمن برگشت به هتك ستر خدا نكند . مؤمنين اولياء حقاند . دوستى با آنها دوستى با حق است ، و دشمنى آنها دشمنى با حق است . بترس از غضب حق و بر حذر باش از خصومت شفعاء روز جزا - ويل لمن شفعاؤه خصماؤه . [ 1 ] قدرى تفكر كن در اين نتايج دنيويه و اخرويهء اين معصيت ، و قدرى تأمل كن در آن صورتهاى موحشهء مدهشه كه در قبر و برزخ و قيامت به آن مبتلا مىشوى ، و مراجعه كن به كتب معتبرهء اصحاب ، رضوان اللّه عليهم ، و اخبار مأثوره از ائمهء اطهار ، سلام اللّه عليهم ، كه حقيقة كمر شكن است ، پس ، موازنه و مقايسه كن بين يك ربع ساعت هرزه گويى و بذله سرايى و قضاى شهوت خيالى ، و هزاران هزار سال گرفتارى ، در صورتى كه اهل نجات باشى و با ايمان از اين عالم به روى ، و الا مقايسه كن آن را با خلود در جهنم و عذاب
هامش
[ 1 ] « واى به حال كسى كه شفاعت كنندگان او دشمنان او باشند . »
( 1 ) ص 305 .