تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
است كه برادر ايمانى است نه نسبى . و ما يكره عبارت است از چيزهايى كه نقصان عرفى است . و « قصد انتقاص و مذمت » گرچه در حديث شريف ابى ذر ، و نبوى مشهور ، مذكور نيست ، و ليكن از فحواى كلام متفاهم مىشود ، بلكه صدر روايت ابى ذر دلالت بر آن [ دارد ] و مستغنى از ذكر بوده ، زيرا كه در صدر روايت است : الغيبة أشدّ من الزّنا . قلت : و لم ذاك يا رسول اللّه [ صلّى اللّه عليه و آله ] ؟ قال : لأنّ الرّجل يزني فيتوب إلى اللّه فيتوب اللّه عليه ، و الغيبة لا تغفر حتّى يغفرها صاحبها . . . ثمّ قال : و أكل لحمه من معاصى اللّه . [ 1 ] از اين دو جمله معلوم شود كه با قصد انتقاص مقصود است ، و الا اگر تلطفا و ترحما ذكرى از غير شود ، معصيت او نيست تا محتاج به آمرزش شود ، و اكل لحم او نيست . و اعميّت غيبت از ذكر قولى نيز معلوم شود از روايت عايشه قالت : دخلت علينا امرأة ، فلمّا ولّت ، أومأت بيدي أنّها قصيرة فقال ، صلّى اللّه عليه و آله : اغتبتها . « 1 » عايشه گويد : « يك زنى پيش ما آمد ، چون رو برگرداند ، به دستم اشاره [ كردم ] كه كوتاه قامت است . رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و آله ، فرمود كه غيبت او را كردى . » بلكه عرف از نفس اخبار غيبت خصوصيّت تلفظ را نمىفهمد ، بلكه آن را از جهت افهام نوعى مورد حرمت مىداند ، يعنى ، اختصاص تلفظ به « ذكر » از باب اين است كه غالبا غيبت با تلفظ واقع مىشود ، نه از جهت خصوصيت آن است . باقى ماند يك مطلب . و آن اين است كه از اطلاق بسيارى از اخبار معلوم مىشود كه كشف سرّ مؤمنين حرام است . يعنى ، عيوبى كه از مؤمنين مستور و مخفى است ، چه خلقى يا خلقى يا عملى باشد ، حرام است اظهار آن را و افشا آن را ، چه شخص متصف راضى به آن باشد يا نه ، و چه قصد انتقاص در كار باشد يا نباشد . ولى از ملاحظهء مجموع اخبار استفاده مىشود كه قصد انتقاص دخيل در حرمت است ، مگر آنكه نفس عمل از امورى باشد كه ذكر آن و اشاعهء آن محرّم شرعى باشد ، چون معاصى خدا كه صاحب معصيت نيز نمىتواند اظهار آن كند و از جملهء اشاعهء فاحشه است . و اين مربوط به حرمت غيبت نيست . و بعيد نيست اظهار مستورات مؤمنين در صورت عدم رضايت آنها نيز محرّم باشد ، و لو قصد انتقاص در كار نباشد . در هر صورت بيش از اين تفصيل در اين باب خارج از مقصود ماست .
هامش
[ 1 ] « غيبت از زنا بدتر است . » پرسيدم : « اى پيامبر خدا ، چرا اين‌چنين است ؟ فرمود : « زيرا كسى زنا مىكند و سپس به درگاه خداوند توبه مىكند و خداوند توبه او را مىپذيرد ، اما غيبت آمرزيده نمىشود مگر آنكه كسى كه غيبت او را كرده‌اند از گناه غيبت كننده بگذرد . » سپس فرمود : « . . . و خوردن گوشت او ( غيبت شونده ) از محرمات الهى است . » وسائل الشيعة ، ج 8 ، ص 598 ، « ابواب احكام العشرة » ، باب 152 ، حديث 9 . ( 1 ) جامع السعادات ، ج 2 ، ص 294 . المقام الرابع ، فى الغيبة .