مىشود ، و از براى نفس ملكهء راسخهء نوريه پيدا مىشود كه به واسطهء آن از مقام صبر ترقى مىكند و به مقامات عاليهء ديگر نايل مىشود . بلكه صبر در معاصى منشأ تقواى نفس شود ، و صبر در طاعات منشأ انس به حق گردد ، و صبر در بليّات منشأ رضا به قضاى الهى شود . و اينها از مقامات بزرگ اهل ايمان ، بلكه اهل عرفان ، است . و در احاديث شريفهء اهل بيت عصمت [ ستايش ] بليغ از صبر گرديده ، چنانچه در كافى شريف سند به حضرت صادق - سلام اللّه عليه ، - رساند :
قال : الصّبر من الإيمان بمنزلة الرّأس من الجسد ، فإذا ذهب الرّأس ، ذهب الجسد ، و كذلك إذا ذهب الصّبر ، ذهب الإيمان . « 1 » فرمود : « صبر نسبت به ايمان به مثابه سر است نسبت به بدن . پس وقتى رفت سر ، جسد برود ، و همين طور وقتى كه صبر رفت ، ايمان برود . » و در حديث ديگر سند به حضرت سجاد ، على بن الحسين ، عليهما السلام ، رساند ، قال : الصّبر من الإيمان بمنزلة الرّأس من الجسد ، و لا إيمان لمن لا صبر له . [ 1 ] و احاديث بسيار در اين باب است كه ما پس از اين به مناسبت به ذكر بعضى از آن مىپردازيم .
صبر كليد ابواب سعادات و سر منشأ نجات از مهالك است . بلكه صبر بليّات را بر انسان آسان مىكند و مشكلات را سهل مىنمايد و عزم و اراده را قوّت مىدهد و مملكت روح را مستقل مىنمايد . و جزع و بيتابى علاوه بر عارى كه خود دارد و كاشف از ضعف نفس است ، انسان را بىثبات و اراده را ضعيف و عقل را سست مىكند . جناب محقق خبير خواجه نصير ، قدّس اللّه سرّه ، فرمايد : و هو ( أى الصّبر ) يمنع الباطن عن الاضطراب ، و اللّسان عن الشّكاية ، و الأعضاء عن الحركات الغير المعتادة . « 2 » يعنى « صبر جلوگيرى كند باطن را از بيتابى ، و زبان را از شكايت ، و اعضا را از كارهاى خلاف عادت . » و به عكس انسان غير صابر باطن و قلبش مضطرب و وحشتناك است و دلش لرزان و متزلزل است . و اين خود بليّهاى است فوق بليّات و مصيبتى است بالاترين مصيبتها كه سربار انسان مىشود و راحتى را از انسان سلب مىكند . اما صبر تخفيف مىدهد مصيبت را ، و قلب غالب مىشود بر بليّات و اراده قاهر مىشود بر مصيبات وارده . و همين طور انسان غير صابر و بىشكيب زبانش به شكايت پيش هر كس و ناكس باز شود ، و اين علاوه بر
هامش
[ 1 ] امام سجاد ( ع ) فرمود : « نسبت صبر به ايمان همچون نسبت سر است به تن . و هر كه صبر ندارد ايمان ندارد . » اصول كافى ، ج 2 ، ص 89 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب صبر » ، حديث 4 .
( 1 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 87 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب صبر » ، حديث 2 .
( 2 ) اوصاف الاشراف ص 107 ، فصل 5 ، باب 3 .