تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
اختلاف افهام و ضعف و قوت ادراك لطمه‌اى بر آن وارد نياورد ، و اگر چيزى بدان مثابه نشد ، از احكام فطرت نيست و بايد آن را از فطريات خارج دانست ، و لهذا در آيهء شريفه فرموده :
فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها
يعنى ، اختصاص به طايفه‌اى ندارد ، و نيز فرموده :
لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّه .
چيزى او را تغيير ندهد ، مثل امور ديگر كه به عادات و غير آن مختلف شوند . ولى از امور معجبه آن است كه با اينكه در فطريات احدى اختلاف ندارد - از صدر عالم گرفته تا آخر آن - ولى نوعا مردم غافل‌اند از اينكه با هم متفق‌اند ، و خود گمان اختلاف مىنمايند ، مگر آنكه به آنها تنبه داده شود ، آن وقت مىفهمند موافق بودند در صورت مخالفت ، چنانچه پس از اين به وضوح رسد ان شاء اللّه . و به همين معنى اشاره شده است در ذيل آيهء شريفه كه مىفرمايد :
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النّاسِ لا يَعْلَمُونَ .
و از آنچه ذكر شد ، معلوم گرديد كه احكام فطرت از جميع احكام بديهيه بديهيتر است ، زيرا كه در تمام احكام عقليه حكمى كه بدين مثابه باشد كه احدى در آن خلاف نكند و نكرده باشد نداريم ، و معلوم است چنين چيزى اوضح ضروريات و ابده بديهيات است ، و چيزهايى كه لازمهء آن باشد نيز بايد از اوضح ضروريات باشد . پس اگر توحيد يا ساير معارف از احكام فطرت يا لوازم آن باشد ، بايد از اجلاى بديهيات و اظهر ضروريات باشد ، و لكنّ أكثر النّاس لا يعلمون .

فصل در اشارهء اجماليه به احكام فطريات

بدان كه مفسرين ، از عامه و خاصه ، هر يك به حسب طريقهء خود طورى بيان كيفيت فطرى بودن دين يا توحيد را كرده‌اند ، و ما در اين اوراق بر طبق آراء آنها سخن نگوييم ، بلكه در اين مقام آنچه از محضر شريف شيخ عارف كامل ، شاه‌آبادى « 1 » ، دام ظلّه ، كه متفرد است در اين ميدان ، استفاده نمودم بيان مىكنم « 2 » ، گرچه بعضى از آنها به طريق رمز و اشاره در كتب بعضى از محققين از اهل معارف هست ، و بعضى از آن به نظر خود قاصر رسيده است . پس ، بايد دانست كه از فطرتهاى الهى يكى فطرت بر اصل وجود مبدأ ، تعالى و تقدس ، است ، و ديگر فطرت بر توحيد است ، و ديگر فطرت بر استجماع آن ذات
هامش
( 1 ) حديث 1 ، پاورقى 51 . ( 2 ) رشحات البحار ، ص 28 - 31 ، « كتاب انسان و فطرت » .
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 181 | السيد الخميني