الحديث الحادى عشر
بالسّند المتّصل إلى محمّد بن يعقوب ، عن محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد ، عن ابن محبوب ، عن علىّ بن رئاب ، عن زرارة ، قال : سألت أبا عبد اللّه ، عليه السّلام ، عن قول اللّه عزّ و جلّ :
« فِطْرَتَ اللّه الّتي فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها . »
قال :
فطرهم جميعا على التّوحيد . « 1 » ترجمه « زراره گويد پرسش كردم از حضرت صادق ، عليه السلام ، از فرمودهء خداى تعالى : فطرة اللّه الّتي فطر النّاس عليها . فرمود : « خلق كرد ايشان را همگى بر توحيد . » شرح اهل لغت و تفسير گويند « فطرت » به معناى « خلقت » است . در صحاح است :
« الفطرة ، بالكسر ، الخلقة . » و تواند بود كه اين « فطرت » مأخوذ باشد از « فطر » به معناى شق و پاره نمودن ، زيرا كه « خلقت » گويى پاره نمودن پردهء عدم و حجاب غيب است . و به همين معنى نيز « افطار » صائم است : گويى پاره نموده هيئت اتصاليهء امساك را . در هر حال ، بحث از لغت خارج از مقصود ماست . بالجمله ، حديث شريف اشاره است به آيهء شريفه در سورهء « روم » :
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّه الَّتي فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّه ذلِكَ الدّينُ القَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ الناسِ لا يَعْلَمُون
[ 1 ] ما ان شاء اللّه اشارهء اجماليه به اين فطرت ، و كيفيت آن ، و چگونگى بودن مردم بر فطرت توحيد ، در ضمن فصول و مقاماتى چند مىنماييم .
هامش
[ 1 ] « پس روى خود همچنان به سوى آيين اسلام بدار ، در حالى كه در آن استوارى به همان سرشت خدا كه مردم را بر آن پديد آورد . در آفرينش خداوند هيچ دگرگونى نيست . دين راست اينست ، اما بيشتر مردم نمىدانند . » ( روم - 30 ) .
( 1 ) اصول كافى ج 2 ، ص 12 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب فطرت خلق بر توحيد » ، حديث 3 .