تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
قلبش به سوى حقايق متوجه و پرده‌هاى ضخيم جهل و عصبيت چشم او را نگيرد ، و در مقام اجراى حق و اظهار كلمهء حقيقت پاى بر فرق تمام تعلقات و ارتباطات نهد و تمام خويشاونديها و عادات را در پيشگاه مقصد ولى النعم قربان كند ، و اگر عصبيت اسلاميت با عصبيت جاهليت تعارض كند ، عصبيت اسلاميت و حق خواهى را مقدم دارد . انسان عارف به حقايق مىداند كه تمام عصبه‌ها و ارتباطات و تعلقات يك امور عرضيه زايله‌اى است ، مگر ارتباط بين خالق و مخلوق و عصبهء حقيقيه كه آن امر ذاتى غير قابل زوال است كه از تمام ارتباطها محكمتر و از جميع حسب و نسبها بالاتر است . در حديث وارد است كه رسول اكرم ، صلّى اللّه عليه و آله ، فرمود : كلّ حسب و نسب منقطع يوم القيامة إلّا حسبى و نسبى . [ 1 ] يعنى « تمام حسبها و نسبها پاره گردد و به آخر رسد روز قيامت مگر حسب و نسب من . » معلوم است حسب و نسب آن حضرت روحانى و باقى است و از تمام عصبيتهاى جاهليت دور است . آن حسب و نسب روحانى در آن عالم ظهورش بيشتر و كمالش هويداتر است . اين ارتباطهاى جسمانى ملكى ، كه از روى عادات بشريه است ، به اندك چيزى منقطع شود ، و هيچيك از آنها در عوالم ديگر ارزشى ندارد ، مگر ارتباطات در تحت نظام ملكوتى الهى باشد و در سايهء ميزان قواعد شرعيه و عقليه باشد كه ديگر آن انفصام و انقطاع ندارد .

فصل در بيان صورت ملكوتيهء عصبيت

در شرح بعضى از احاديث سالفه گذشت كه ميزان در صورتهاى ملكوتى و برزخى و قيامتى ملكات و قوّت آن است ، و آن عالم محل بروز سلطان نفس [ است ] ، و ملك بدن تعصى از آن نكند . ممكن است در آن عالم انسان به صورت حيوانات يا به صورت شيطان محشور شود . و در اين حديث شريف كه ما به شرح آن پرداختيم كه مىفرمايد : « كسى كه در دلش حبّهء خردلى عصبيت باشد ، برانگيزاند خداوند او را با اعراب جاهليت . » تواند اشاره به آن معنى كه ذكر شد باشد . انسان داراى اين رذيله وقتى از اين عالم منتقل شد ، شايد خود را يكى از اعراب جاهليت ببيند كه نه ايمان به خداى تعالى دارد ، نه به رسالت و نبوت معتقد
هامش
[ 1 ] بحار الانوار ، ج 25 ، « كتاب الامامة » ، « باب أن الائمة من ذرية الحسين ( ع ) » ، ص 249 . و در وسائل الشيعة ، ج 14 ، ص 21 ، « كتاب النكاح » ، « ابواب مقدمات نكاح » ، « باب 8 » ، حديث 5 . با عبارت ديگر اين حديث آمده است .